تحلیل بیانی- اجتماعی سفرنامۀ حاج سیاح به فرنگ
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تبریز
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
3 استادیار دانشگاه تبریز
doi
10.22034/jiiph.2024.59802.2495چکیده
سفرنامه، اثری است با رویکرد روایی که تمرکز اصلی آن بر گزارش دیدهها و شنیدههای نویسنده در طول سفر است. در دورۀ قاجار که سفرنامهنویسی به زبان فارسی رونقی دوباره گرفت، نویسندگانی چون حاجسیاح با اهدافی خارج از تکیۀ صِرف به روایت حوادث سفر، به سراغ نگارش این نوع ادبی رفتند. با مطالعۀ سفرنامۀ فرنگ حاج سیاح میتوان پی برد که هدف او از روایت این حوادث و پیشرفتهای جهان غرب، صرفاً گزارش نبوده، بلکه خواستۀ اصلی او ایجاد تأثیر در دیدگاه و نگرش ایرانیان دورۀ قاجار و ترویج افکار تجددطلبانه و بازکردن درهای نوگرایی به روی جامعۀ سنتی ایران عصر قاجار بوده است. نویسندۀ سفرنامه، برای دستیابی به این مهم، با رویکرد سادهنویسی حاکم بر آیین نویسندگی دوران قاجار، در کنار بهرهگیری از شیوههای مختلف ادبی که تأثیر متن را بر مخاطب ایرانی عصر خود قوت میبخشد، سعی دارد با روایتی آمیخته با سادگی و درعینحال برخوردار از شیوههای بیانی، پیشرفتهای فرنگ را در جهت کاستن فاصله و اختلاف سنت و تجدد در جامعۀ ایرانی بیان کند. وی برای نیل به این منظور، از زبانی ساده که مختصات آن استفاده از مفردات ساده، جملات کوتاه و به دور از تعقید، و درعینحال بهرهمند از صنایع متنوع بیانی و بدیعی است بهره بردهاست. از بعد اجتماعی نیز نویسنده با وجود اظهار حیرت در برابر پیشرفتهای غرب، داشتههای دینی و میهنی خود را فراموش نمیکند و دچار شیفتگی کامل در مقابل ترقیات غرب نمیشود و حتی گاه در برخی مواضع، به نقد اندیشهها و رفتارهای حاکم بر کشورهای مدرن میپردازد. این مقاله درصدد بررسی تفصیلی نحوۀ مواجهۀ بیانی و فکری حاجسیاح با مظاهر پیشرفت جهان غرب در عصر قاجار است.