کاربردهای درست و نادرست شاخص‌‌های سیمای‌‌سرزمین

نویسندگان

1 استادیار گروه محیط زیست، دانشگاه بیرجند، ایران

2 استاد گروه محیط‌‌زیست، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران

doi
چکیده

بوم‌‌شناسی سیمای‌‌سرزمین در دو دهه‌‌ی اخیر شاهد شور و هیجان زیادی بوده است. یکی از دلایل این شور وارد کردن تحلیل فضایی و مدل‌‌سازی در تحقیقات بوم‌‌شناختی است، اما هنوز انتظارات زیادی از تحلیل‌‌های سیمای‌‌سرزمین و افزایش درک و پیش‌‌بینی ما از فرآیندهای بوم‌‌شناختی برآورده نشده است. در پژوهش‌‌های تحلیل سیمای‌‌سرزمین تا کنون سه نوع مشکل اساسی شناسایی شده است: اشتباهات مفهومی در تحلیل الگوی سیمای‌‌سرزمین، محدودیت‌‌های ذاتی شاخص‌‌های سیمای‌‌سرزمین و کاربردهای نادرست این شاخص‌‌ها. به‌‌عنوان مثال؛ بسیاری از پژوهش‌‌های مربوط به تحلیل سیمای‌‌سرزمین با توصیف‌‌های کمی الگوی فضایی پایان می‌‌پذیرند، گویی الگوی فضایی خودبخود توضیح دهنده فرآیند است، که البته این طور نیست. علاوه‌‌براین، شاخص‌‌های سیمای‌‌سرزمین و اطلاعات نقشه‌‌ای گاهی بدون آزمون معنای بوم‌‌شناختی آنها بکار برده می‌‌شوند که نه تنها باعث تفسیر اشتباه می‌‌شوند؛ بلکه منجر به نتیجه‌‌گیری بی‌‌معنا نیز می‌‌شوند. همچنین، به دو دلیل تحلیل همبستگی این شاخص‌‌ها دچار مشکل می‌‌شوند: کمبود داده ناشی از دشواری آزمایشهای بزرگ مقیاس و رفتار پیچیده شاخص‌‌ها ناشی از واکنش متغیر آنها به تغییرات در مقیاس و الگوی مکانی. این مشکلات بیانگر چالش‌‌های بزرگی در تحلیل سیمای‌‌سرزمین، به‌‌ویژه درخصوص ارتباط الگو با فرآیند هستند. در این مقاله، به مشکلات مورد نظر پرداخته می‌‌شود و برخی راه‌‌حل‌‌های آن ارائه می گردد.