واکاوی پدیدۀ خشونت و کنش های خشونت آمیز در ایران عصر قاجار با تکیه بر نظریۀ اسلاوی ژیژک
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه بیرجند
2 دانشیار دانشگاه بیرجند
doi
10.22034/jiiph.2023.57549.2451چکیده
دیرینگی مفهوم خشونت و ریشههای فرهنگی آن و اهمیت این موضوع در مطالعات کنونی، ضرورت اتخاذ رویکردی تاریخی در بررسی این پدیده را آشکار میسازد. خشونت در قالبهای مختلف کلامی، فیزیکی و انواع گوناگون خشونت فردی، گروهی و خانوادگی رخ مینماید. با توجه به تنوع گونههای پدیدۀ خشونت و تفاوت سازوکارها و بازیگران آن، جستار پیشِ رو میکوشد که گونههای مختلف خشونت و کنشهای خشونتآمیز و همچنین دلایل ظهور و مصادیق آن را در دورۀ قاجاریه برمبنای روش توصیفیتحلیلی و با اتکا به نظریۀ خشونت اسلاوی ژیژک مورد واکاوی قرار دهد. یافتهها حاکی از تأثیر ساختارهای متصلب فرهنگ عمومی و مناسبات قدرت و فضای گفتمانی عصر قاجار در جهت بهرهگیری از خشونت بهعنوان ابزار تحکیم قدرت از سوی دستگاه سرکوبگر و انضباطی، نمود اجرای قانون، حمله به وضع موجود و انقیاد سوژه را در قالب کنشهای خشونتآمیز فراهم نمودهاست.