مسأله بساطت فلک محدّدالجهات و مناقشۀ قوشچی در آن )با تأکید بر مقصد دوّم از فصل دوّم شرح تجرید الاعتقاد (
نویسندگان
1 گروه تاریخ علم دوره اسلامی
2 تاریخ و فلسفه علم، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jihs.2018.236398.371403چکیده
استفاده از مفهوم فلک برای تبیین حرکت سیّارات و همچنین مفهوم آن در فلسفۀ طبیعی به یونان باستان باز میگردد. افلاطون و ارسطو مفاهیم فلسفی و ائودوکسوس و بطلمیوس مفاهیم نجومی آن را تبیین کردند. فلاسفه و ستارهشناسان دورۀ اسلامی مفهوم فلک را توسعه دادند و مفاهیم فلسفی تازهای را با استفاده از آن بنا نهادند. دانشمندان اسلامی فلکی را به افلاک بطلمیوسی، که تعداد آنها هشت بود، افزودند و احتمالاً نخستین بار ابنسینا این فلک را با عنوان محدّدالجهات خوانده است. ابنسینا و پیروانش مستقیم و غیرمستقیم به بساطت فلک محدّدالجهات اشاره میکردند و بنای بعضی از مفاهیم فلسفی-کلامی را بر این اعتقاد نهادند. مفهوم بساطت فلک محدّدالجهات را ملّا علی قوشچی، در کتاب شرح تجریدالاعتقاد نقد کرده است. قوشچی در نقدهای خود به نظریات فلسفه طبیعی به همین یک مورد بسنده نکرده است، امّا در این مقاله تنها به استدلالهای او در مورد بساطت محدّدالجهات اشاره خواهد شد.