مقایسۀ کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی و اخلاق سیاسی در سده های میانه تاریخ ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه اصفهان
2 دانشیار دانشگاه اصفهان
3 دانشیار دانشگاه اصفهان
doi
10.22034/jiiph.2023.56546.2432چکیده
در نظام اندیشه تا پیش از قرون جدید، تاریخ با عبرتها قرین بود و تاریخنویسی رنگی اخلاقی داشت. از دیگر سو، در اخلاقنویسی نیز از تاریخ بهره برده میشد. هدف از این نوشتار، مقایسۀ کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی با کاربست تاریخ در متون اخلاق سیاسی در سدههای میانه تاریخ ایران است. متون اخلاق، حاوی اندیشۀ نویسندگان این متون هستند و برای فهم این اندیشه از میان رویکردهای مختلف، رویکرد تحلیل گفتمان برگزیده شدهاست. با این رویکرد به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی و اخلاق سیاسی چه شباهت و تفاوتی دارد و منشأ این تفاوت چیست؟ تاریخ در متون اخلاق عرفانی، در قالب اقوال و افعال مشایخِ گذشته و بهصورت نقلی روایت میشود. مخاطب متونِ اخلاق عرفانی در سلسلهمراتب معرفتی، جایگاه پایینتری از نویسندگان این متون دارد. نویسندگان بهصورت آشکارا، تاریخِ مقدسِ عرفانی را برای مخاطب، شایسته الگوبرداری میدانند و بر آن تأکید میکنند. آنان تاریخ مقدسِ عرفانی را در قالبِ یک کلیّتِ باثبات و پیوسته تصویر میکنند تا در مقابل گفتمان رقیب، از خود حفاظت کرده باشند. تاریخ در متون اخلاق سیاسی در قالب اندرز و حکایت روایت میشود اما چون مخاطب متونِ اخلاق سیاسی جایگاه اجتماعیِ بالاتری از نویسندگان این متون دارد، نویسندگان برای تشویقِ مخاطب به الگوبرداری از تاریخ محدودیتهایی دارند. آنان تاریخ را متضمن درس تغییر احوال دانستهاند، تا به این شیوه از جایگاه خود در برابر گفتمان رقیب دفاع کرده باشد.