مالکیت ارضی نزد دهخدای صوراسرافیل؛ تبیین یک تناقض
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس تهران
2 دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس تهران
doi
10.22034/jiiph.2023.42585.2292چکیده
علیاکبر دهخدا در شمارههای مختلف روزنامۀ صوراسرافیل دو نگاه متفاوتِ رادیکال و معتدل را در ارتباط با مقولۀ مالکیت ارضی ارائه کرد. مسئلۀ اصلی تحقیق حاضر تبیین خوانش دوگانۀ دهخدا از مقولۀ مالکیت ارضی است. دهخدا در نوشتههای اولیۀ خود، نگاهی رادیکال و سوسیالیستی با پوشش حقوق بشری و اسلامی در ارتباط با مالکیت ارضی ارائه میدهد و از واگذاری بدون قیدوشرط زمین به رعایا سخن میگوید و تحقق جبری آن را از طریق پروژۀ اصلاحات و یا در صورت لزوم از طریق امکان انقلاب دهقانی میبیند. بااینحال در نوشتههای بعدی، نگاهی تعدیلشده را دنبال کرده و با پذیرش حق مالکیت مالکان، انتقال املاک به رعایا را در ازای پرداخت بهای آنها و با واسطهگری بانک پیشنهاد داده است. تحقیق حاضر با تأسی به هرمنوتیک قصدی-زمینهای اسکینر، یافتهها و نکاتی را در پاسخ به مسئلۀ ذکرشده در بالا معلوم میسازد. ویژگیهای فضای زبانی-گفتمانی و فکری-اجتماعی حاکم ازجمله تشدید تنشهای سیاسی و صفآرایی موافقان و مخالفان مشروطه، نزاعهای گفتمانی مشروعهخواهی و مشروطهخواهی، حمله به دفتر روزنامه صوراسرافیل و وقفه بیش از یکماهه در انتشار آن، در کنار تصویب قانون انطباعات و ایجاد کمیتۀ صلح (با حضور جهانگیرخان مسئول صوراسرافیل) و درخواست دوری جستن از تندروی موجب شد تا دهخدا بدینگونه پاسخ دهد.