مهاجران قفقازی در ایران: پناهندگان جمهوری آذربایجان (دهه های 1920ـ1940م/ 1300ـ1320ش)

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تهران

doi
10.22034/jiiph.2023.54579.2390
چکیده

پس از استیلای ارتش سرخ بر جمهوری آذربایجان در 1920م/ 1299ش، شمار زیادی از عناصر سیاسی و نظامی آن سرزمین به ایران پناهنده شدند. موضوع پیش‌گفته تاکنون در پژوهش‌ها چندان موردتوجه قرار نگرفته و بیشتر به حضور و فعالیت مهاجران آذربایجانی در ترکیه و اروپا پرداخته شده است. پرسش اصلی مقالۀ حاضر، چگونگی مناسبات جامعۀ مهاجران آذربایجانی، مشخصاً پناهندگان سیاسی، با دولت ایران در دهه‌های 1940ـ1920/ 1320ـ1300 و ظرفیت‌ها و موانع همکاری دو طرف بوده است که تلاش شد با بهره‌گیری از منابع دست اول و پژوهش‌ها، عموماً به زبان‌های بیگانه، ابعاد مختلف آن بررسی شود. با توجه به برخورد مناسب ایرانیان با مهاجران، وجود پیوندهای عمیق تاریخی و اجتماعی، مقاومت ایران در برابر استرداد پناهندگان، به‌کارگیری مهاجران در دوائر کشوری و لشکری ایران و همچنین شرایط مغشوش ترکیه در آن مقطع، که جملگی حاکی از اهمیت ایران در فرایند مهاجرت آذربایجانیان قفقاز پس از غلبة بلشویک‌ها بودند، زمینه‌های چشمگیر همکاری وجود داشت؛ اما عواملی چند بر حیات سیاسی جامعۀ مهاجران آذربایجانی در ایران سایه انداختند و مانع شکل‌گیری همکاری میان جامعۀ مهاجران و دولت میزبان شدند که اهمّ آن‌ها عبارت بودند از رقابت‌های درونی، فعالیت‌های ضد کمونیستی دولت‌های خارجی، اقدامات مأموران اطلاعاتی شوروی، رویکرد امنیتی حکومت رضاشاه، اولویت سیاست خارجی ایران در تنش‌زدایی با اتحاد شوروی و ترکیه، خاطرۀ مناسبات پر‌فراز‌و‌نشیب تهران و باکو در سال‌های 1918 تا 1920 و غلبۀ گفتمان ترک‌گرایانه بر محافل سیاسی آذربایجانی، خصوصاً بین مساواتیان. پس از جنگ جهانی دوم، تحولات بین‌المللی بر پیچیدگی مسئلۀ مهاجران آذربایجانی و موانع همکاری‌شان با دولت ایران افزود.

کلیدواژه‌ها