بازتاب تحول گفتمان آموزش در آینۀ نمایشنامهنویسی تجددگرا (۱۲۸۵-۱۳۲۰ ش.)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه لرستان
2 استادیار دانشگاه لرستان
doi
10.22034/jiiph.2023.54235.2382چکیده
تغییر و اصلاح نظام آموزشی دغدغۀ محوری طیفی از اندیشوران متجدد دورۀ متقدم پهلوی بود که بهمثابۀ یک گفتمان تجددگرا در سپهر فرهنگی این روزگار جلوه یافت. نمایشنامه یکی از ابزارهای بیان این دغدغهها بود که بهمثابۀ یک گونۀ نوشتاری جدید قابلیت بیان مفاهیم نو را در قالبی محاورهای و داستانوار داشت. در پژوهش حاضر ضمن واکاوی محتوای نمایشنامههای مشروطه و دورۀ متقدم پهلوی کوشش شده است تا ذهنیت بخشی از نخبگان تجددگرا در پیوند با امر آموزش و نسبت آن با توسعۀ فرهنگی کشور بررسی شود. بررسی تحلیلی محتوای این نمایشنامهها از یک تحول در گفتمان آموزش حکایت دارد؛ تحولی که میتوان آن را جلوهای از تجددگرایی تفسیر کرد. نقد نگرش سنتی و عرضۀ مضامین تازه، مفهومپردازی نوآیین از «وطن»، پافشاری بر ضرورت آموزش همگانی ازجمله برای بزرگسالان و تأکید بر تربیت جسم دوشادوش آموزش بازتابی از این تحول گفتمانی است. همچنین تغییر رویکرد نمایشنامهنویسی دورۀ پهلوی در مقایسه با دورۀ مشروطه تابعی از شرایط سیاسی زمانه بود که با سیاستهای دولت پهلوی در زمینۀ نوسازی همنوایی داشت. افزون بر این، تمرکز ویژه بر مفهوم آیندۀ بهتر برای «وطن» در این نمایشنامهها را میتوان بازتابی از گفتمان ناسیونالیسم دورۀ پهلوی دانست که ناظر بر اهمیت آموزش بهمثابۀ دهلیزی برای گذار به یک کشور توسعهیافته و پیشرفته در تلقی تجددگرایان این عصر بود.