تبیین و نقد رویکرد «وجودشناسی» هایدگر در سیاق بایستگی مسئولیتپذیری اجتماعی در فلسفه حقوق عمومی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق بینالملل دانشکده حقوق دانشگاه قم، قم، ایران.
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشگاه قم. قم، ایران.
doi
10.22091/cpl.2026.13696.1062چکیده
مارتین هایدگر، فیلسوف قرن بیستم میلادی، با طرح نگرش خود در خصوص «وجودشناسی»، «وجود» را تجربه بنیادین انسانی دانسته است. هایدگر، بر مفهوم «وجود» تأکید دارد و انسان را موجودی معرفی میکند که در دنیای وجودی زندگی میکند. در «وجودشناسی» هایدگر، هر چیز را باید با عینک «وجود» مشاهده کرد. هایدگر با طرح نگرش خود در خصوص «وجودشناسی»، اگرچه بهطور مستقیم به موضوع حقوق عمومی نپرداخته، اما کاربست این رویکرد بر مسئولیتپذیری اجتماعی در فلسفه حقوق عمومی تأثیرگذار است. نوشتار پیشِرو کوشیده است تا به این سؤال پاسخ دهد که رویکرد «وجودشناسی» هایدگر در سیاق بایستگی مسئولیتپذیری اجتماعی در فلسفه حقوق عمومی چگونه ارزیابی میشود و ازاینرو، بر آن شده است تا به تبیین و نقد آن بپردازد. جستار حاضر با کاربست روش توصیفیتحلیلی، دریافته است که هایدگر انسان را موجودی دانسته است که در جهان وجود دارد، اما خود را بهعنوان موجودی مستقل از جهان میبیند. حال آنکه، انسان را نمیتوان تنها بهعنوان موجودی فردی و مستقل، بدون توجه به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی که بر شکلگیری هویت او تأثیر میگذارد در نظر گرفت. نوشتار پیشِرو به این نتیجه نائل آمده است که تأکید هایدگر بر فردیت و «وجود» میتواند به انزوا و عدم توجه به مسئولیتهای اجتماعی منجر شود. کاربست دگماتیک رویکرد «وجودشناسی» هایدگر در سیاق فلسفه حقوق عمومی، به انزوای انسان و فاصله گرفتن از اجتماع میانجامد.