تأثیر 8 هفته تمرینات اصلاحی با رویکرد سهرمن در بازیکنان والیبال با اختلال چرخش تحتانی کتف

نویسندگان

1 گروه آسیب‌شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی، دانشکده تربیت‌بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

2 گروه تندرستی و بازتوانی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 گروه آسیب‌شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی، دانشکده تربیت‌بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

doi
10.32598/SJRM.11.14
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات حرکتی کتف بین ورزشکاران با الگوی حرکتی از بالای سر شایع است و می‌تواند بازیکنان را مستعد آسیب‌های شانه کند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر 8 هفته تمرینات اصلاحی با رویکرد سهرمن بر ریتم کتفی بازویی، قدرت ایزومتریک و ثبات عملکردی عضلات کمربند شانه‌ای در بازیکنان والیبال با اختلال چرخش تحتانی کتف بود.مواد و روش‌ها: تحقیق حاضر از نوع نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون در گروه‌های آزمایش و کنترل بود. ابتدا 34 بازیکن دارای اختلال حرکتی چرخش تحتانی انتخاب و به‌صورت تصادفی به دو گروه مساوی آزمایش و کنترل با تعداد 17نفر تقسیم شدند. شرکت‌کنندگان براساس مشاهده اختلال حرکتی کتف حین آزمون دیسکنزیای کتف در دو حالت فلکشن و ابداکشن، آزمون لغزش جانبی کتف و ریتم کتفی بازویی به‌عنوان افراد دارای اختلال چرخش تحتانی کتف انتخاب شدند. قبل از 8 هفته اجرای تمرینات، دامنه حرکتی، قدرت ایزومتریک، ریتم کتفی بازویی و ثبات عملکردی در گروه‌های آزمایش و کنترل ارزیابی شد. ﺳﭙﺲ ﮔﺮوه آزمایش ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت اصلاحی را ﺑﻪﻣﺪت 8 ﻫﻔﺘﻪ اﺟﺮا کرد، درحالی‌که اﻓﺮاد ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل ﻫﯿﭻ‌ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻤﺮﯾﻨﯽ انجام ندادند و به فعالیت‌های روزانه خود پرداختند. ﭘﺲ از ﭘﺎﯾﺎن ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت از ﮔﺮوه‌ها، ﭘﺲآزﻣﻮن ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آﻣﺪ. برای اندازه‌گیری قدرت و دامنه حرکتی از قدرت‌سنج دستی و گونیامتر استفاده شد. برای ارزیابی ریتم کتفی ‌بازویی از اینکلینومتر در 4 موقعیت صفر، 45، 90 و 135 درجه استفاده شد. همچنین برای بررسی ثبات عملکردی از آزمون تخته تعادل Y استفاده شد. برای مقایسه درون‌گروهی از آزمون تی زوجی و برای مقایسه اختلاف میانگین‌های بین‌گروهی از آزمون تی مستقل در سطح معناداری 0/05 استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد پس از 8 هفته برنامه تمرینی در گروه آزمایش، مقدار قدرت چرخش خارجی شانه (0/003=P)، عضلات تراپزیوس فوقانی (0/001=P)، میانی (0/027=P) و تحتانی (0/001=P)، سراتوس انتریور (0/002=P)، ریتم کتفی بازویی صفر تا 45 درجه (0/012=P)، 45 تا 90 درجه (0/025=P) و 90 تا 135 درجه (0/037=P)، دامنه‌های حرکتی فلکشن (0/002=P)، ابداکشن (001/0=P)، چرخش داخلی (0/001=P) و خارجی (0/004=P) شانه و طول عضله سینه‌ای کوچک (0/001=P) به‌طور معناداری در مقایسه با قبل از اجرای برنامه تمرینی افزایش یافت. همچنین نمره آزمون ثبات عملکردی اندام فوقانی پس از برنامه تمرینی در گروه آزمایش به‌صورت معناداری افزایش پیدا کرد (0/001=P)، اما در قدرت چرخش داخلی شانه (0/165=P)، عضلات رومبوئید (0/283=P) و سوپرااسپیناتوس (0/214=P) تأثیر معناداری مشاهده نشد. در مقایسه بین‌گروهی در پس‌آزمون، تفاوت معناداری در ریتم کتفی بازویی، ثبات عملکردی، دامنه حرکتی، طول عضله سینه‌ای و قدرت عضلات تراپزیوس، سراتوس آنتریور و چرخش‌دهنده‌های خارجی وجود داشت (05/P<0)، اما در قدرت عضلات سوپرااسپیناتوس، رومبوئید و چرخش‌دهنده‌های داخلی شانه تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/P>0).نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر، تمرکز پروتکل اصلاحی بر اصلاح راستا و ریتم حرکتی کتف و تأثیر آن بر بهبود ثبات عملکردی و قدرت عضلات کتف بازیکنان بوده است. پس از اجرای پروتکل اصلاحی مشاهده شد ثبات عملکردی، ریتم کتفی بازویی و قدرت حرکات کمربند شانه‌ای بهبود یافته است. بنابراین می‌توان این پروتکل اصلاحی را به‌عنوان روشی مؤثر جهت بهبود راستا و افزایش عملکرد در افراد دارای اختلال چرخش تحتانی کتف به متخصصان توصیه کرد.