خودشیفتگی مدیران و استراتژی تجاری شرکت‌ها

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد حسابداری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران (نویسنده مسئول)

2 استاد حسابداری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 دانشجوی دکتری حسابداری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
چکیده

ویژگی‌های شخصیتی مدیران موجب شده است در جهت پیشبرد اهداف سازمان، مدیران استراتژی­هایی را برگزینند تا به‌زعم خود عملکرد سازمان را بهبود بخشند، اما هنگامی‌که آنان، احساسات شخصی و هنجارهای اخلاقی خود را در تصمیم­های تجاری درگیر می‌سازند، منطقی بودن آنان مورد تردید قرار خواهد گرفت. در این راستا، هدف از پژوهش حاضر بررسی تجربی تأثیر خودشیفتگی مدیران (به عنوان یکی از سویه­های رفتاری) بر نگرش در انتخاب استراتژی تجاری 54 شرکت‌ (648 سال-شرکت) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای بازه زمانی 1382-1393 است. از این‌رو، به منظور آزمون فرضیه­های پژوهش از روش‌های آماری شامل تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA)، آزمون توکی، آزمون مقایسه زوجی (LSD) و تحلیل رگرسیون داده­های ترکیبی استفاده شد. نتایج آماری آزمون فرضیه­های پژوهش حاکی از آن است که در بین گروه­های دارای استراتژی­ تجاری مختلف (استراتژی تدافعی، تحلیل­گرایانه و تهاجمی)، خودشیفتگی مدیران اختلاف معناداری با یکدیگر دارند که در این راستا، بیشترین تأثیر خودشیفتگی مدیران روی استراتژی تدافعی و کمترین تأثیر  آن روی استرتژی تحلیل‌گرایانه است. افزون‌براین، مشاهده شد که خودشیفتگی مدیران استراتژی تدافعی را در گروه اول، تحلیل‌گرایانه در گروه دوم و تهاجمی را در گروه سوم طبقه‌بندی می‌کند. از‌این‌رو، خودشیفتگی با  هر سه نوع استراتژی رابطه معناداری دارد که این رابطه در مورد استراتژی­های تدافعی وتحلیل­گرایانه منفی و در مورد استراتژی تهاجمی مثبت و معنادار است. در نتیجه، با افزایش خودشیفتگی در بین مدیران، انتظار بر این است که تمایل آنان به انتخاب استراتژی­های تهاجمی و جسورانه افزایش یابد.