از ظهور در پارادایمِ سنت تا افول در پارادایمِ مدرن: جایگاه صفویان در تاریخ‎نگاری دورۀ قاجار

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران دانشگاه اصفهان

2 دانشیار دانشگاه اصفهان

3 دانشیار دانشگاه اصفهان

doi
10.22034/jiiph.2022.50884.2311
چکیده

تاریخ‎نگاری دورۀ قاجار، تحت تأثیر گفتمانِ تجدد و منطقِ درونی آن، یک تجربۀ تاریخی را پشت سر گذاشت که برآیندِ آن، ایجادِ خطِ حایلی آشکار میان دو چشم‎اندازِ تاریخی سنت و مدرن به‌مثابۀ دو پارادایم متمایز بود. بر مبنای این تحول گفتمانی، خوانشی دوگانه‎ از مسئلۀ صفویان نیز اتفاق افتاد که محصول اقتضائات گفتمانی و مرزبندی‎های پارادایمیک میان دو کلان‎روایتِ سنت و تجدد بود. در روایتِ نخست، تحت تأثیر تجربه‎های زیسته، اقتضائات ایدئولوژیکی و چشم‎اندازهای تاریخی همسو با پارادایمِ سنت، یاد و خاطرۀ صفویان، با نوعی خرسندی، مباهات و البته به‎مثابه تکیه‎گاهی مشروعیت‎­بخش با لحنی تفاخرآمیز و حماسی روایت شد و در نقطۀ مقابل، در چشمِ مورخانِ منتقد و تجددخواهِ همسو با گفتمانِ مدرن، تمامِ آن خصلت‎ها و معیارها وارونه شده و این بار، از یک چشم‎اندازِ نو، جایگاه صفویان به موقعیتی خُسران‎بار، منحط و ضد تجدد تقلیل یافت. مسئلۀ این پژوهش، تأمل در چرایی ظهور و افول صفویان در این دو چشم‎انداز تاریخی است که به روشی تحلیلی و با تکیه بر نقدِ محتوایی روایت‎های مورخانِ دورۀ قاجار انجام خواهد شد. بر این مبنا، این فرضیه قابل‌طرح است که به تناسبِ گذار از گفتمانِ سنت به تجدد و سیطرۀ تدریجی گفتمانِ مدرن در این دوره، موقعیت صفویان نیز از وضعیتی مشروعیت‎بخش، والا و تفاخرآمیز، به موقعیتی نازل درافتاد و به رکنی مهم در انحطاط‎شناسی مورخانِ این دوره مبدل شد.