اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهنیسازی بر خودکارآمدی والدینی و تعامل والد فرزند در مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیشفعالی
نویسندگان
1 دکترای روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دانشکدهی روانشناسی و علوم تربیتی. دانشگاه محقق اردبیلی
3 استاد ممتاز روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
doi
10.22034/ijfp.2026.2074249.1454چکیده
بیشفعالی فرزندان میتواند فشارهای روانی و رفتاری زیادی بر اعضای خانواده بهویژه مادران تحمیل کند و اثرات مخربی بر رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی آنان به جا بگذارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهنیسازی بر خودکارآمدی والدینی و تعامل والد - فرزند در مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیشفعالی بود. این پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون، پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیشفعالی که در سال تحصیلی 1404-1403 به مراکز روانشناسی شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. از این جامعه 30 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) گواه (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقهای مبتنی بر ذهنیسازی شرکت کردند و گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه رابطه والد - فرزند Fine et al. (1983)، مقیاس خودکارآمدی والدگری Dumka et al. (1996) و مقیاس اختلال نقصتوجه/ بیشفعالی (Conners et al.(2008 بودند. دادهها با تحلیل واریانس چندمتغیره با استفاده از نرمافزار SPSS-25 تحلیل شد. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که آموزش مبتنی بر ذهنیسازی بر مادران کودکان دارای اختلال نقصتوجه/بیشفعالی موجب بهبود خودکارآمدی والدین و تعامل والد - فرزند در مقایسه با گروه کنترل شده است (05/0>P). باتوجهبه اثربخشی درمان ذهنیسازی بر بهبود حس خودکارآمدی و تعامل والد-فرزند در مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیشفعالی روانشناسان و متخصصان میتوانند از تکنیکهای ذهنیسازی جهت بهبود مشکلات این خانوادهها بهرهگیرند.