نظریه پیچیدگی و اندازهگیری پیچیدگی اکوسیستمها در سیمای سرزمین
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشگاه گرگان
doi
چکیده
پیچیدگی مفهومی مبهم در بومشناسی است که در مطالعههای مختلفی به منظور توصیف وضعیت یک اکوسیستم به کارگرفته شده است. نویسندگان بسیاری اذعان کردهاند که اکوسیستم نمونهای از یک سیستم پیچیده است. کنشهای متقابل میان موجودات منجر به پیچیدگی اکوسیستمها میشود و کنشهای متقابل میان موجودات و محیط بیجان نیز بر این پیچیدگی تاثیر میگذارد. اکوسیستمها از طریق فرایند خودسازماندهی به سوی پیچیدگی بیشتر حرکت میکنند و پیچیدهترین سیستمها در محدوده بینابینی نظم و بینظمی قرار میگیرند (Parrott, 2010). آشفتگیهای طبیعی موجب میشوند تا اکوسیستم به سوی وضعیت بینظمی حرکت کند در حالی که دخالتهای انسان این سیستمها را به سوی نظم بیشتر سوق میدهد که موجب پیچیدگی کمتر اکوسیستمها میشود. امروزه، نبود شناخت و درکی کافی از مفهوم پیچیدگی موجود در اکوسیستمها منجر به تخریب اکوسیستمهای مهمی شده است و احیا و بازسازی آن ها را مشکل تر ساخته است. زیرا، این اکوسیستمها حاصل کنشهای متقابل میان مولفههای تشکیل دهنده خود بودهاند و با از بین رفتن یکی از این مولفهها کارکرد سایر مولفهها نیز با مشکل روبهرو شده است. این مطالعه با هدف تشریح مفهوم پیچیدگی به عنوان یک ویژگی مهم از اکوسیستمها و معرفی معیارهای اندازهگیری این پیچیدگی تلاش میکند تا دانش کارشناسان و مدیران محیطزیست را نسبت به اثرات ناشی از فعالیتهای انسانی افزایش دهد. معیارهای به کارگرفته شده به منظور توصیف پیچیدگی اکوسیستمها شامل معیارهای مکانی، زمانی، ساختاری و مکانی- زمانی هستند. باید خاطر نشان کرد که اگر معیارهای مناسبی به منظور توصیف پیچیدگی اکوسیستمها توسعه داده شود، آنگاه میتوان پیچیدگی بومشناختی را به عنوان شاخصی بومشناختی در بررسی سیماهای سرزمین به کارگرفت.