مبانی الهیاتی تاریخ ‎نگاری انقلاب اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تهران

2 استادیار پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

3 دانشجوی دکتری تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی(ره)

doi
10.22034/jiiph.2022.48103.2245
چکیده

پس از گذشت چهار دهه از رخداد انقلاب اسلامی، مجموعه آثار گونه‎گونی دربارۀ تاریخ این رویداد بزرگ نوشته شده است. این آثار نتیجۀ تلاش‎های محققان و تاریخ‎ورزان و نهادها و مراکز علمی و دانشگاهی رسمی و غیر‎رسمی داخل و خارج از کشور است که درنهایت منجر به شکل‎گیری مجموعۀ تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی ایران شده است. مورخان برحسب نظام دانایی خود، تاریخ انقلاب را روایت می‎کنند؛ بنابراین تلقی‎های‎ متفاوتی از انقلاب و آرمان‎های آن دارند. این امر منجر به خلق آثار متنوعی در این حوزه شده و درنهایت به رشد کمی و کیفی تاریخ‎نگاری انقلاب کمک کرده است. مکاتب فکری و اندیشه‎ای غرب، سنت‎های ایرانی و اسلامی و زیست‌جهان مورخان، هرکدام به‌نحوی در پیدایش و تداوم آن‌چه ما به‌عنوان تاریخ‎نگاری انقلاب اسلامی می‎شناسیم، تأثیرگذارند. بررسی این موضوع از همۀ جوانب در قالب یک مقاله میسر نیست؛ بنابراین نویسندگان مقاله کوشیده‎اند بر یک مؤلفۀ بسیار تأثیرگذار در این زمینه تمرکز کنند و آن نسبت تاریخ‎نگاری انقلاب اسلامی با باورهای الهیاتی است. این موضوع در اصل مسئلۀ بنیادین نوشتار حاضر است. بدین منظور به بررسی نمونه‎هایی از آثار تاریخ‎نگارانه در باب انقلاب اسلامی در مقطع زمانی 1340 تا به امروز پرداخته‎ایم. با بررسی انتقادی این آثار می‎توان دریافت که تاریخ‌نگاری انقلاب به‌ویژه تاریخ‎نگاری طیف‎های مذهبی که بعدها به تاریخ‎نگاری رسمی انقلاب اسلامی تبدیل شد، بیش از هر عامل دیگر در ربط وثیق با اندیشه‌های الهیاتی دین اسلام و به‌ویژه آموزه‌های مذهب تشیع شکل گرفته است. ازاین‌رو، رویکرد بسیاری از مورخان رسمی انقلاب و قرائتی که از تاریخ انقلاب و تحولات آن ارائه می‎دهند، خمیرمایۀ الهیاتی و کلام‌محور دارد. پیوند الهیات و تاریخ، شاکلۀ اصلی تاریخ‎نگاری رسمی انقلاب را شکل می‎دهد.