محاسبۀ بهای تمامشدۀ تحصیل دانشجو در رشته-مقاطع غیربالینی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان فارس با استفاده از روش بهایابی بر مبنای فعالیت
نویسندگان
1 استاد ممتاز، گروه حسابداری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکتری حسابداری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.30476/jha.2022.87748.1418چکیده
مقدمه: محاسبۀ هزینۀ خدمات ارائهشده در بخش سلامت، اساس استقرار نظام بودجهبندی عملیاتی و تعیین تعرفههای واقعی است. با توجه به اهمیت نظام آموزش در بخش سلامت و لزوم محاسبۀ بهای تمامشدۀ آن، هدف اصلی این مقاله، محاسبۀ بهای تمامشدۀ تحصیل در رشتههای غیربالینی بخش سلامت در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان فارس بهروش بهایابی بر مبنای فعالیت است. روش پژوهش: جامعۀ آماری پژوهش شامل رشته-مقاطع غیربالینی در 9 دانشکدۀ مستقر در شهر شیراز و 5 دانشکدۀ سایر شهرستانهای استان فارس بود. اطلاعات مورد نیاز از نرمافزارهای حسابداری تعهدی، حقوق و دستمزد و معاونت آموزشی به نام «سما»، دانشکدهها نظیر جایگاه دقیق افراد و واحدهای موظف استادان، فهرست حقالزحمههای پرداختشده و مصاحبه گردآوری شد. یافتهها: در رشتههای غیربالینی، رابطۀ بهای تمامشدۀ تحصیل دانشجو در واحدهای درسی عملی با بهای تمامشدۀ تحصیل دانشجو در واحدهای درسی نظری مثبت و معنیدار بود. بهای تمامشدۀ تحصیل در مقاطع تحصیلی مختلف نیز تفاوت معنیداری داشت؛ بهنحوی که مقطع کاردانی با مبلغ حدود 489 میلیون ریال کمترین و دکتری تخصصی با مبلغ حدود 636ر3 میلیون ریال بیشترین میزان از نظر میانگین بهای تمامشده بود. بهای تمامشدۀ تحصیل در دانشکدههای مختلف نیز تفاوت معنیداری داشت. دانشکدههای علوم و فناوریهای نوین پزشکی، داروسازی و پزشکی بهترتیب، بیشترین میزان بهای تمامشدۀ تحصیل دانشجو را داشت؛ افزون بر این با توجه به سهم آموزش (حدود 53%) از کل بهای تمامشده، لزوم توجه مسئولان به آموزش بهمنظور کمکردن بهای تمامشدۀ تحصیل دانشجو مشخص شد. نتیجهگیری: مسئولان باید تمرکز خود را بر کنترل و کاهش بهای تمامشدۀ آموزش بهعنوان اصلیترین جزء بهای تمامشدۀ تحصیل قرار دهند. بنابراین، هنگام مقایسۀ بهای تمامشدۀ رشته-مقاطع مختلف و نیز برای تخصیص بودجه به دانشکدهها باید به عواملی نظیر تعداد واحدهای درسی عملی و نظری، مقطع و دانشکده توجه داشته باشند.