تحلیل نسبت شریعت و قانون از دیدگاه ثقهالاسلام تبریزی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه پیام نور ، تهران
2 استادیار دانشگاه تبریز
3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
doi
10.22034/jiiph.2022.47290.2231چکیده
در عصر قاجار برای اولین بار تعابیر و کلماتی وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران شد که از یک سو نشانۀ آشنایی ما با غرب بود و از سوی دیگر باعث تحول در تعابیر و مفاهیم گذشته شد. کاربرد این تعابیر و ترکیبات از سوی روشنفکران و روحانیون مؤثر در مشروطه بیشتر نمایان بود. مهمترین واژه و تعبیر این دوره یا چالش فکری رابطه «شریعت» و «قانون» بود که در نوشتهها و روزنامههای آن دوره از سوی روشنفکران و اندیشمندان به جامعه انتقال یافت. این مفاهیم جدید را روحانیون نیز در اندیشههای خود به کار بردند. در پژوهش حاضر با مطالعۀ آثار و کتابهای ثقهالاسلام تبریزی دربارۀ اصول اعتقادی، اندیشههای جدید و افکار مدرن وی، نسبت جایگاه شریعت و قانون مورد بررسی قرار گرفته است. مفهوم قانون در باور او نهتنها در تضاد با پایههای اساسی شریعت و اصول مذهبی نیست بلکه همسو با آن و مورد تأیید اصول دین نیز میباشد. متدولوژی این پژوهش تحلیلی- تبیینی است.