نقش میانجی هم وابستگی مادران در رابطه بین کیفیت رابطه زناشویی و مشکلات رفتاری کودکان
نویسندگان
1 استادیار مشاوره، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
2 دانشیار مشاوره، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
3 کارشناس ارشد مشاوره توانبخشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22034/ijfp.2025.2049734.1379چکیده
نوع رابطه والد و فرزند می تواند بر کیفیت زندگی کودک نقش داشته باشد و هم وابستگی نیز به عنوان یک الگوی رابطه ای ناسالم می تواند موجب مشکلات رفتاری در فرزندان شود. همچنین کیفیت رابطه زناشویی بر عملکرد زوج و کل سیستم خانواده اثر دارد. هدف از پژوهش حاضر نیز بررسی نقش میانجی هموابستگی مادران در رابطه بین کیفیت رابطه زناشویی و مشکلات رفتاری کودکان بود. طرح پژوهش مقطعی بود و از روش مدلسازی معادلات ساختاری برای تحلیل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را مادران دانش آموزان مقطع ابتدایی در شهر خرم آباد تشکیل دادند که 214 نفر با استفاده از روش نمونهگیری داوطلبانه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اختلال لجبازی و نافرمانی و سلوک (ODCDQ)، مقیاس هموابستگی (CS) و مقیاس کیفیت رابطه (QRS) استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای Spss و Amos تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کیفیت رابطه زناشویی بر مشکلات رفتاری کودکان اثر مستقیم داشت (001/۰> p، 43/0-=β). همچنین هموابستگی مادران در رابطه بین کیفیت رابطه زناشویی و مشکلات رفتاری کودکان نقش میانجی داشت (001/۰> p، 07/0-=β). نتایج پژوهش بیانگر نقش معنادار کیفیت رابطه زناشویی بر مشکلات رفتاری کودکان به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق هموابستگی بود؛ بنابراین با افزایش کیفیت رابطه زناشویی میزان هموابستگی در مادران کاهش پیدا می کند و در نتیجه کودکان مشکلات رفتاری کمتری را گزارش می کنند. یافته های پژوهش حاضر تلویحات مهمی برای مشاوران خانواده و درمانگران سیستمی در جهت بهبود عملکرد زوج ها و کاهش مشکلات رفتاری فرزندان دارد.