نقش میانجی سرمایه روان‌شناختی در ارتباط بین تمایزیافتگی خود و آسیب دوران کودکی با تعارضات زناشویی والدین کودکان با نیازهای ویژه

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روان‌شناسی و آموزش کودکان با نیازهای ویژه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانشیار روان‌شناسی، گروه روان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

3 استادیار روان‌شناسی، گروه روان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22034/ijfp.2024.2025617.1308
چکیده

محیط خانواده نقش مهمی در تأمین کیفیت زندگی اعضای خود دارد و چنانچه این محیط دچار تعارضات شود، جایگاه خود به عنوان یک پایگاه امن روان‌شناختی را از دست می‌دهد. تعارضات زناشویی به عنوان یکی از شایع‌ترین مشکلات در حوزه خانواده به‌ویژه در میان خانواده‌های دارای فرزندان با نیازهای ویژه شناسایی شده است. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای سرمایه روان‌شناختی در رابطه میان تمایزیافتگی خود و آسیب دوران کودکی با تعارضات زناشویی والدین کودکان با نیازهای ویژه بود. این پژوهش، یک مطالعه توصیفی-مقطعی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را مادران کودکان با نیازهای ویژه شهر رشت در سال 1402 تشکیل دادند. از این بین  220 نفر از مادران کودکان با نیازهای ویژه شهر رشت به عنوان نمونه به صورت دردسترس انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌های تمایزیافتگی خود اسکورن و فرایندلندر (DSI)، پرسش‌نامه سرمایه روان‌شناختی لوتانز و آویلو (PCQ)، پرسش‌نامة تجارب آسیب‌زای دوران کودکی برنستاین و همکاران (CTQ)، پرسش‌نامه تعارض زناشویی ثنایی و براتی (MCQ) استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. همچنین یافته­های پژوهش نشان داد که سرمایه روان‌شناختی در ارتباط بین تمایزیافتگی خود و آسیب دوران کودکی با تعارضات زناشویی والدین کودکان با نیازهای ویژه نقش میانجی دارد (05/0>P). بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که سرمایه روان‌شناختی قابلیت آن را دارد که اثرات ارتباط بین تمایزیافتگی خود، تجارب آسیب‌زای دوران کودکی با تعارضات زناشویی را تعدیل نماید.