بررسی نقش رویکرد حدیث محوری در گسترش تیغ زنی و قمه زنی در دوران صفویه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ تشیع جامعه المصطفی العالمیه قم

2 دانشیار مؤسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی قم

doi
10.22034/jiiph.2021.14176
چکیده

رویکردهای مختلف علمی در مطالعات اسلامی مؤثر است؛ یکی از این رویکردها حدیث‎محوری است. حدیث‎محوری هنگام تعارض ادله، محوریت و اولویت را به حدیث می‎دهد. علمای اخباری به‎صورت آگاهانه این رویکرد را داشتند، اما برخی علمای دیگر نیز در مواردی تحت‎تأثیر برخی روایات قرار گرفته و به‎صورت ناآگاهانه آن‎ها را بر ادله قرآنی و عقلی مقدم کرده‎اند. این تحقیق حول محور این پرسش بود که رویکرد حدیث‎محوری در گسترش تیغ‎زنی و قمه‎زنی در دوران صفویه (907-1135ق) چه نقشی را ایفا کرده است؟ به نظر می‎رسید رویکرد حدیث‎محوری برخی علمای شیعه از مهم‎ترین عوامل و زمینه‎های گسترش تیغ‎زنی و قمه‎زنی در عزاداری عاشورا در دوران صفویه بوده است. این تحقیق در پی آن بود که پشتوانه مذهبی گسترش تیغ‎زنی و قمه‎زنی در دوران صفویه را که عبارت از رویکرد حدیث‎محوری است، به دست آورده، توجه جوامع علمی را به آن جلب کند و ریشه فکری گسترش بدعت‎های عزاداری را ارائه نماید. این کار، پژوهش بنیادی، توصیفی‎تحلیلى بود و با توجه به میان‎رشته‎ای (تاریخی‎حدیثی) بودن آن، در برخی موارد از روش‎های نقلی، تحلیل رجالی و تحلیل متن نیز استفاده شد. درنتیجه تحقیق به دست آمد که برخی علمای عصر صفوی تحت‎تأثیر برخی روایات قرار گرفته، در مقابل تیغ‎زنی و قمه‎زنی در عزاداری عاشورا سکوت اختیار کردند، برخی نیز آن را تأیید نمودند و درنتیجه، هر دو گروه موجب گسترش آن در میان شیعیان شدند. با توجه به وجود ادله عقلی و قرآنی درباره حرمت این کار، موضع علمای یادشده چیزی جز حدیث‎محوری نیست.