رویارویی با نظریۀ تکامل داروین در عصر قاجار: شیخ محمدرضا اصفهانی و تکامل انسان
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشکده الهیات دانشگاه تهران
doi
10.22059/jihs.2014.63350چکیده
نظریۀ تکامل، در نیمۀ دوم قرن نوزدهم میلادی، از طریق متون درجۀ دوم و معمولاً مادهگرایانه به عربزبانان معرفی شد. این صورت از نظریۀ تکامل در واقع التقاطی بود از نظریههای داروین و دیگر تکاملگرایان آن عصر. محمدرضا اصفهانی با اصل نظریۀ تکامل مخالف نبود و آن را از حواشی مادهگرایانهاش تمییز میداد، ولی تکامل انسان را نه تنها خلاف آموزههای دینی، بلکه از نظر علمی نیز نادرست میدانست. وی بر اساس خلاصهای از ترجمۀ عربی فصل اول تبار انسان داروین، کتاب لودویگ بوخنر و مقالاتی که در جراید علمی عربی آن زمان وجود داشت، تلاش کرد که به فهم دقیقتری از نظریۀ تکامل، نسبت به همتایان مسیحی عرب خود، دست یابد. از آنجا که در آن عصر هنوز بعضی از زیستشناسان و حتی تکاملگرایان غربی نیز با نظریۀ تکامل انسان مخالف بودند، وی با دسترسی به آرای ایشان و افزودن آرای خود، به شکلی از نقد «علمیِ» این نظریه دست یافت که در آن زمان در سرزمینهای اسلامی بینظیر بود.