بررسی اثر دورپیوندها بر متغیرهای برف تازه، میانگین و ماکزیمم عمق برف در ایران

نویسندگان

1 گروه آبیاری و آبادانی- دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی البرز-دانشگاه تهران- کرج -ایران

doi
10.22059/ijswr.2026.407829.670069
چکیده

این پژوهش نقش دورپیوندهای جوی و اقیانوسی را بر روی سه متغیر کلیدی برف تازه، میانگین بیشینه عمق برف و بیشینه عمق برف در ۳۷ ایستگاه سینوپتیک واقع در شمال‌غرب، نیمه‌شمالی و دامنه‌های زاگرس در دوره زمستانی ژانویه تا مارس ۲۰25–۲000 بررسی می‌کند. برای استخراج الگوهای هم‌نوسان غالب، از چارچوب نوین R‑PCA مبتنی بر تعبیه مختلط هیلبرت، کرنل‌های خطی/غیرخطی و چرخش Varimax/Promax استفاده شد و با بهره‌گیری از همبستگی رتبه‌ای اسپیرمن، پاسخ زمانی و مکانی برف نسبت به مجموعه‌ای از شاخص‌های دورپیوندی شامل AMO، NAO، EAWR، SCAND، EP‑NP کمی‌سازی گردید. نتایج نشان داد شاخص چنددهه‌ای اطلس با میانگین همبستگی نزدیک به ۶/۰– در ۱۰ ایستگاه، مؤثرترین عامل کلان‌مقیاس بر تضعیف برف زمستانه است و فاز مثبت فرین آن با زمستان‌های گرم و کم‌برف، از جمله رخدادهای کم‌سابقه سال‌های ۲۰۲۳–۲۰۲۴ همزمانی دارد؛ در حالی که فاز منفی با تقویت نفوذ ناوه‌های سرد و افزایش رخداد برف سنگین در شمال‌غرب و زاگرس همراه است. الگوی اسکاندیناوی (SCAND) نیز با میانگین همبستگی حدود ۶/۰– در 5 ایستگاه کوهستانی، نقش مهمی در تنظیم ابرناکی و فراوانی برف ایفا می‌کند. همچنین ، شاخص‌های EAWR و EP‑NP به‌صورت منطقه‌ای درمرز شمال‌شرق و زاگرس مرکزی معنادار شدند و فاز مثبت NAO، تقویت برف سنگین اردبیل را در ماه مارس توضیح می‌دهد. تلفیق تحلیل عددی چندمتغیره با تفسیر کیفی نقشه‌های ترکیبی ترازهای ۵۰۰ و ۲۵۰ هکتوپاسکال، دمای دو متری و ابرناکی نشان داد که برهم‌کنش فازهای مختلف دورپیوندها با  ENSO، ساختار جتقطبی و جت جنب‌حاره، سازوکار اصلی ناهمگنی برف ایران است و می‌تواند مبنایی برای بهبود پیش‌بینی فصلی و مدیریت ریسک سیلاب برفی باشد.