ارائه مدل علّی عملکرد کنکور بر اساس عملکرد خانواده و خودتنظیمی: نقش میانجی‌گری سازگاری تحصیلی در دانشجویان دانشگاه‌های دولتی شهر خرم‌آباد

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی، گروه روان‌شناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

2 گروه روان‌شناسی تربیتی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

3 عضو هیئت علمی، گروه روان‌شناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

doi
10.22034/ijfp.2023.557639.1132
چکیده

امروزه، داشتن تحصیلات دانشگاهی به‌صورت یک ارزش و یکی از عوامل مهم تحرک اجتماعی در آمده است و به همین دلیل ورود به دانشگاه اتفاق مهمی محسوب می‌شود؛ زیرا بر شغل، درآمد، روابط اجتماعی و احتمالاً انتخاب همسر در آینده تأثیر دارد؛ بر این اساس هدف از انجام پژوهش حاضر، ارائه مدل علّی عملکرد کنکور بر اساس عملکرد خانواده و خودتنظیمی و نقش میانجی‌گری سازگاری تحصیلی در دانشجویان دانشگاه‌های دولتی شهر خرم‌آباد بود. در این مطالعه توصیفی همبستگی، جامعه آماری را کلیه دانشجویان دختر و پسر سال اول کارشناسی زیرگروه تجربی ورودی مهرماه دانشگاه‌های دولتی شهر خرم‌آباد (دانشگاه لرستان و علوم پزشکی) در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که به روش نمونه­گیری در دسترس تعداد 300 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت ارزیابی عملکرد دانشجویان در کنکور، از میانگین درصدهای کسب‌شده در دروس کنکور سال 1399-1400 و از پرسش‌نامه‌های عملکرد خانواده مک‌مستر (1983)، خودتنظیمی بوفارد، بویسورت، وزائو و لاروچ (1995) و سازگاری تحصیلی اندرسون، گوآن و کاک (2016) استفاده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد تمامی مسیرهای مستقیم به‌جز مسیرهای عملکرد خانواده به عملکرد کنکور معنی‌دار شدند (05/0p>). هم‌چنین، مسیرهای غیرمستقیم عملکرد خانواده با عملکرد کنکور با نقش واسطه سازگاری تحصیلی و نیز رابطه خودتنظیمی با عملکرد کنکور با نقش واسطه‌ای سازگاری تحصیلی معنی‌دار شدند (05/0p=). بر اساس نتایج این پژوهش، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر عملکرد کنکور دانشجویان محسوب می‌شود.