اندیشه و سیاست شهرسازی دورۀ رضاشاه و تأثیر آن بر تحولات کالبدی تبریز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تبریز،
2 دانشیار دانشگاه تبریز
doi
10.22034/jiiph.2020.12605چکیده
جنبش تجددخواهی ایران با ناکامی مشروطیت، به حکومت مقتدر شبهمدرنِ رضاشاهی رضایت داد. ریشۀ تفکر شهرسازی در عصر رضاشاه بر بنیاد اندیشۀ مدرن غربی و بیتوجهی به فرهنگ و سُنَن پایدار شهر ایرانی استوار بود. رضاشاه در نقش «فاوست» توسعهگر، با مقایسۀ اوضاع نابسامانِ ایران و ممالک پیشرفته با نهادسازیهای مقلدانه قدم در راه مدرنیزاسیون گذاشت. درحقیقت آنچه رضایت پادشاه را فراهم کرد توسعۀ روبنایی شهرها در ایجاد فضاهایی چون خیابان، میادین، مراکز آموزشی، بهداشتی و صنعتی بود. بارزترین ویژگی شهرسازی دورۀ رضاشاه، دخالت مستقیم دولت در نحوۀ تغییر و توسعۀ نظام کالبدی شهری بود. این امر ناشی از ساختِ قدرت مقتدر در نظام سیاسی حکومت پهلوی بود. قانون بلدیه مصوب 1309ش در مقایسه با قانون پیشین که در مجلس اول مشروطه تصویب شده بود ازنظر مشارکت مردم در ادارۀ شهر، قانونی ضعیف به شمار میآید. طرحهای نوسازی شهری با بخشنامههای وزارت داخله و متأثر از نحوۀ نوسازی تهران به اجرا درآمد. برنامههای نوسازی شهری با مفاهیمی چون خیابانهای صلیبی، الگوی قرن نوزدهم اروپا، منطقهبندی و فرسودهانگاری بافت کهن درهم آمیخته شد. مدعای اصلی پژوهش بر تغییرات کالبدی تبریز استوار است که بر اساس آن، خیابانهای جانبی مهرانرود (میدانچائی)، تربیت، پهلوی، فردوسی، شاهبختی، خاقانی و همچنین باغ گلستان، ساختمان شهرداری، توسعه شاهگولی، میدانها (فلکه)، هتل و سینما احداث شدند. این مقاله با تکیه بر منابع دست اول، نشریات و اسناد تاریخی و به روش توصیفیتبیینی، بنیادِ فکری برنامۀ شهرسازی ایرانِ عصرِ رضاشاه و تحولات فیزیکی شهر تبریز را بررسی و تحلیل میکند.