کاربرد مدل‌های آنتروپی شانون و تابع شواهد قطعی در شناسایی نواحی بحرانی سیلاب با رویکرد تلفیق فضایی و مقایسه آماری (حوضه آبریز کلارود بابل، مازندران)

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه ژئومورفولوژی، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری رشته ژئومورفولوژی، دانشکده برنامه ریزی وعلوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

3 استاد دانشگاه ژئومورفولوژی، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22059/ijswr.2026.405784.670046
چکیده

پژوهش حاضر با هدف شناسایی نواحی بحرانی سیلاب و ارزیابی کارایی دو مدل آماری آنتروپی شانون و تابع شواهد قطعی (EBF) در پهنه‌بندی خطر سیلاب در حوضه آبریز کلارود بابل واقع در استان مازندران انجام گرفته است. برای دستیابی به این هدف، از رویکرد تلفیق مکانی در محیط GIS و داده‌های حاصل از نه عامل مؤثر شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، نوع خاک، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، تراکم زهکشی و شاخص رطوبتی توپوگرافی (TWI) استفاده شد. اطلاعات پایه از داده‌های رقومی (DEM 30 m)، نقشه‌های موضوعی و تصاویر2Sentinel  سال 1402 استخراج گردید. مدل آنتروپی شانون بر اساس اطلاعات احتمالی وقوع سیلاب در هر کلاس مکانی، وزن‌های اطلاعاتی عوامل را محاسبه کرد. نتایج نشان داد عوامل ارتفاع (1983/0 )، جهت شیب (1517/0) و شیب (1423/0) بیشترین اثر را در وقوع سیلاب دارند. در مدل تابع شواهد قطعی (EBF)، با محاسبه شاخص‌های باور (Bel)، ناباوری (Dis) و عدم‌قطعیت (Unc)، توزیع مکانی احتمال وقوع سیلاب به‌صورت دقیق‌تر بازسازی شد. مقایسه آماری عملکرد مدل‌ها بر اساس شاخص‌های AUC، RMSE نشان داد مدل EBF با  AUC = 0/83 و0/219   RMSE  =نسبت به مدل آنتروپی شانون با  AUC = 0/71 و  RMSE  =0/293 دقت بالاتری در پیش‌بینی مناطق مستعد سیلاب دارد. نواحی با ارتفاع بین ۷۰۰ تا ۱۳۰۰ متر و شیب ۳۰ تا ۴۵ درجه، عمدتاً در محدوده روستاهای شیاده، انجیلک و لمسوکلا، در کلاس خطر بسیار زیاد قرار گرفتند. براساس یافته‌ها، مدل EBF به‌واسطه توان مدیریت داده‌های نامطمئن و تلفیق نظام‌مند شواهد مکانی، در تحلیل سیستم‌های پیچیده هیدرولوژیکی شمال ایران از دقت و پایداری بیشتری برخوردار است. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنای علمی برای برنامه‌ریزی اقدامات آبخیزداری، پایش خطر سیلاب و مدیریت پایدار اراضی در حوضه‌های جنگلی مشابه مورد استفاده قرار گیرد.