بررسی تاثیر کوچینگ عملکرد کاری (OPC) بر سلامت روان مادران دارای کودکان با فلج مغزی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد گفتاردرمانی، گروه آموزشی گفتاردرمانی، عضو هیئت علمی دانشکده توابخشی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
2 دکترای کاردرمانی، گروه آموزشی کاردرمانی، استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده توابخشی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
3 دکترای کاردرمانی، گروه آموزشی کاردرمانی، استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده توابخشی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
4 دانشجوی کارشناسی کاردرمانی، دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
5 دکترای فیزیوتراپی، گروه آموزشی فیزیوتراپی، استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده توابخشی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22037/jrm.2020.113463.2370چکیده
مقدمه و اهداف فلج مغزی منجر به محدودیتهای جسمانی و کارکردی بسیاری در زندگی روزمره کودکان مبتلا میگردد که به دنبال آن باعث ایجاد وابستگی کودک به والدین و به خصوص مادر میشود؛ از این رو، مادران این کودکان، زمانی طولانی برای مراقبت از کودکان خود اختصاص میدهند و بر طبق شواهد معمولا سطح بالاتری از استرس، اضطراب و افسردگی را نسبت به مادران دارای کودکان سالم تحمل میکنند. این میزان از استرس و فشار روانی میتواند باعث کاهش کیفیت زندگی مادران دارای کودکان با فلج مغزی گردد. در پژوهش حاضر به بررسی تاثیر کوچینگ عملکرد کاری به عنوان یکی از مداخلات و راهکارها به منظور بهبود سلامت روان مادران دارای کودکان با فلج مغزی پرداخته شده است. مواد و روش ها مطالعه حاضر بهصورت بررسی پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام گرفت که 30 مادر دارای کودک با فلج مغزی به صورت تصادفی در دو گروه مداخله یا کنترل قرار گرفتند. از فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21)، پرسشنامه COPM، مقیاس نظام طبقه بندی کارکرد حرکتی درشت (GMFCS) و فرم اسپارکل برای جمع آوری داده ها استفاده شد. دادهها با آزمون تی مستقل و من ویتنی در 22SPSS تحلیل شدند. یافته ها نتایج تحلیل نشان داد که پس از اجرای کوچینگ عملکرد کاری، مادران در نمرات پسآزمون کاهش چشمگیری در میزان استرس، اضطراب و افسردگی نسبت به نمرات پیش آزمون خود داشتند. نتیجه گیری رویکرد کوچینگ عملکرد کاری میتواند بهعنوان مداخلهای موثر برای ارتقای سلامت روان مادران دارای کودکان با فلج مغزی و کاهش سطح استرس، اضطراب و افسردگی آنها در کنار سایر رویکردها مورد استفاده قرار گیرد.