اثر همافزایی بیوچار و ریزجلبک در بهبود ویژگیهای فیزیکی یک خاک لومسیلتی متاثر از آتش
نویسندگان
1 گروه علوم و مهندسی خاک- دانشکده علوم کشاورزی- دانشگاه گیلان-رشت-ایران
2 گروه علوم و مهندسی خاک- دانشکده علوم کشاورزی-دانشگاه گیلان-رشت-ایران
3 گروه علوم و مهندسی خاک-دانشکده علوم کشاورزی-دانشگاه گیلان-رشت-ایران
4 گروه علوم و مهندسی خاک-دانشکده علوم کشاورزی-دانشگاه گیلان-رشت-ایران
doi
10.22059/ijswr.2026.408494.670077چکیده
راهحلهای طبیعتمحور برای بازیابی خاکهای آسیبدیده بهدلیل درنظر گرفتن تابآوری ذاتی و پایداری زیستبوم حائز اهمیت فراوان هستند، اما نیاز است کارایی چنین روشهایی در بهبود ویژگیهای خاکهای آسیبدیده مورد بررسی قرار گیرد. در پژوهش حاضر، یک خاک لومسیلتی از منطقه جنگلی تحتتاثیر آتش واقع در روبار استان گیلان تهیه و تحت تیمار افزودن سطوح 2 و 5 درصد وزنی بیوچار تولیدی از بقایای چوبی درخت کاج (تیمارهای B2وB5)، ریزجلبک Scenedesmus sp. (تیمار S) و ترکیب آنها (تیمارهای SB2و SB5) به خاک قرار گرفت. پس از یک دوره انکوباسیون شش ماهه، برخی ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی مرتبط با ساختمان خاک اندازهگیری شدند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیوچار و ریزجلبک بهصورت منفرد و ترکیبی موجب افزایش معنادار pH، کربن آلی، جرم مخصوص ظاهری تخلخل و پایداری خاک شدند. بهغیر از تیمار S، سایر تیمارها موجب افزایش مقدار EC خاک شدند. تیمار SB5 با افزایش بهترتیب حدود 117 و 30 درصد بیشترین اثرگذاری را بر مقدار کربن آلی و تخلخل خاک داشت. بیشترین افزایش میانگین وزنی قطر خاکدانه (MWD) مربوط به تیمار Sو بیشترین افزایش میانگین هندسی قطر خاکدانه (GMD) و کاهش بعد فرکتال خاکدانه (FD) مربوط به SB2بود. GMD بیشتر، نشاندهندهی بهبود یکنواخت توزیع اندازه و FD کمتر، بیانگر خردشدگی کمتر خاکدانهها در تیمار SB2 است. بنابراین بیوچار با دارابودن کربن مقاوم و ایجاد تخلخل و ریزجلبک از طریق تثبیت فتوسنتزی کربن و ترشح پلیساکاریدهای چسباننده خاکدانهها، بهویژه در کاربرد ترکیبی با اثر همافزایی، بهطور مؤثر در افزایش کربن و بهبود پایداری خاکهای آسیبدیده عمل میکنند.