تحلیلی بر تکاپوهای مشروعیتیابی جانشینان عضدالدوله در دوره آلبویه (447-372 ﻫ.ق)
نویسندگان
1 استاد دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی دکتری تاریخ اسلام، دانشگاه اصفهان
3 استاد دانشگاه اصفهان،
doi
10.22034/jiiph.2020.12326چکیده
مشروعیت ازجمله مؤلفههای اساسی و بنیادین در مناسبات میان حاکمیت و مردم است. تلاش حاکمان در طول تاریخ معطوف بر توجیه قدرت از راههایی بوده است که برای مردم قابلپذیرش باشد. حکومت آلبویه نیز برای پیشبرد قدرت خود از راههای مختلفی برای کسب مشروعیت استفاده کرده است. در پی مرگ عضدالدوله، نیمۀ دوم حکومت بویهیان به صحنۀ کشاکش قدرتهای داخلی و اختلافات خانوادگی تبدیل شد. با وجود این، حاکمان این دوره به شیوههای گوناگون در پی کسب مشروعیت در جهت استحکام پایههای قدرت خود برآمدند. مقالۀ حاضر به روش توصیفیتحلیلی و بر پایۀ مطالعات کتابخانهای در پی واکاوی و تحلیل تکاپوهای مشروعیتیابی حاکمان بویهی در دورۀ پس از مرگ عضدالدوله تا سقوط این حکومت است. پژوهش حاضر میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که امیران آلبویه در حدفاصل سالهای 372 تا 447 ﻫ.ق از چه شیوههایی برای کسب مشروعیت بهره میگرفتند؟ یافتههای پژوهش حاکی از آن است که فارغ از قدرتطلبیهای درونخاندانی که بر تاریخ آلبویه در این محدوده سایه افکنده است، جانشینان عضدالدوله معیارهایی چون کسب امتیازات سیاسی از خلافت، باستانگرایی و توجه به میراث کهن و کارآمدی و تأمین منافع عمومی را برای کسب مشروعیت در این دوره مدنظر داشتهاند.