تحلیل حساسیت چند معادله تبخیرتعرق پتانسیل به متغیرهای اقلیمی در دو دوره پایه و آینده با بهرهگیری از روش سوبل
نویسندگان
1 گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران،کرج،ایران
2 گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، دانشکده کشاورزی-دانشگاه تهران-کرج-ایران
doi
10.22059/ijswr.2026.407261.670061چکیده
با توجه به پیچیدگی فرآیند تبخیرتعرق و اثرات برهمکنشی متغیرهای اقلیمی بر آن، انجام تحلیل حساسیت برای شناسایی مؤثرترین پارامترها، گامی اساسی در بهبود دقت مدلهای برآورد و کاهش عدمقطعیت محاسبات تبخیرتعرق است. تحلیل حساسیت بهویژه در شرایط تغییر اقلیم، ابزاری کلیدی برای درک واکنش تبخیرتعرق به تغییرات دما، تابش، رطوبت و باد محسوب میشود. در این پژوهش، حساسیت تبخیرتعرق پتانسیل (ETP) نسبت به دمای میانگین، دمای کمینه و بیشینه، سرعت باد، تابش خالص و رطوبت نسبی در هشت ایستگاه منتخب ایران طی دوره پایه (2024–2001) و دوره آینده (2100–2025) بررسی شد. بدین منظور از روش تحلیل حساسیت جهانی سوبل (Sobol) مبتنی بر تجزیه واریانس استفاده گردید که قادر است اثرات مستقل و تعاملی پارامترها را بر خروجی مدل آشکار سازد. دادههای اقلیمی دوره پایه از سازمان هواشناسی کشور و دادههای اقلیمی دوره آینده از مدلهای CNRM-ESM2-1 و INM-CM5-0 تحت سناریوهای SSP2-4.5و SSP5-8.5 پروژه CMIP6 استخراج شد. برای برآورد ETp از سه روش پنمن-مانتیث فائو56، روماننکو و تام–الیور در محیط پایتون با بسته PyET استفاده گردید. نتایج نشان داد که در بیشتر ایستگاهها، دمای بیشینه و رطوبت نسبی مؤثرترین متغیرها در کنترل تبخیرتعرق هستند. در دوره آینده، سهم متغیرهای دمایی افزایش و نقش تابش و باد کاهش یافت که بیانگر تأثیر مستقیم گرمایش جهانی و کاهش رطوبت جو بر فرآیند تبخیرتعرق است. در مناطق مرطوب شمالی، حساسیت بیشتر معادلات به دما در قیاس با تابش مشاهده شد، در حالی که در مناطق خشکِ مرکزی، افزایش حساسیت به رطوبت نسبی و دمای میانگین غالب بود. این نتایج نشان میدهد تغییر اقلیم میتواند ترازمندی انرژی–رطوبتی مؤثر بر ETP را در ایران تغییر دهد و لزوم بازنگری در مدلهای پیشبینی و مدیریت منابع آب را برجسته میکند.