کارایی علفکشهای پیشرویشی جهت کنترل علفهای هرز نخود (Cicer arietinum L.) دیم تحت نظامهای خاکورزی رایج وحفاظتی
نویسندگان
1 1- دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم علف های هرز، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
2 دانشگاه لرستان
3 استادیار بخش تحقیقات گیاهپزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی،
doi
10.22034/ijws.2024.134623چکیده
هدف از این تحقیق بررسی اثرات سیستمهای خاکورزی حفاظتی بر عملکرد، اجزای عملکرد و مدیریت علفهای هرز در مزرعه نخود دیم بود. این آزمایش در سال زراعی 97-1396 در استان لرستان بهصورت اسپلیتپلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. فاکتور اصلی در چهار سطح (بدون خاکورزی- بدون علفکش گلایفوسیت، بدون خاکورزی با گلایفوسیت ، شخم کاهشیافته و شخم رایج) و فاکتور فرعی در پنج سطح شامل علفکشهای پیشرویشی پیروکساسولفون، فلومیوکسازین و متریبیوزین به همراه تیمار وجیندستی و شاهد تداخل آلوده به علف هرز بودند. نتایج نشان داد که بیشترین درصد کاهش تراکم و زیستتوده علفهای هرز در اواسط فصل رشد بهترتیب به میزان 6/53 و 4/72 درصد به کاربرد علفکش گلایفوسیت در شرایط بدون شخم مربوط بود. بیشترین میانگین عملکرد دانه نخود در تیمارهای شخم کاهشیافته، شخم رایج و تیمار بدون خاکورزی با کاربرد علفکش گلایفوسیت بهترتیب برابر 8/206، 4/192و 3/180 کیلوگرم در هکتار ثبت شد. بین تیمارهای مبتنی بر کاربرد علفکشها، بیشترین افزایش عملکرد دانه به تیمار دو مرحله وجین دستی در شرایط شخمکاهشیافته به میزان 7/382 و کاربرد علفکش پیروکساسولفون به میزان 3/189 کیلوگرم در هکتار بهترتیب با افزایش 212 و 8/54 درصد در مقایسه با شاهد تداخل اختصاص داشت. مؤثرترین علفکشها در کنترل علفهای هرز شامل پیروکساسولفون با 49 درصد، فلومیوکسازین با 7/41 درصد و در مرحله برداشت نهایی متریبیوزین با 6/8 درصد در مقایسه با شاهد تداخل بودند. این نتایج نشان میدهد که خاکورزی کاهشیافته میتواند جایگزین مناسبی برای خاکورزی رایج در مزارع نخود دیم باشد