کنترل شیمیایی گلجالیز مصری (Phelipanche aegyptiaca Pers.) و گلجالیز موتلی (P. mutelii F.W. Schultz) در مزارع کلزا (Brassica napus L.)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور
2 سازمان تحقیقات کشاورزی، بخش تحقیقات گیاه پزشکی
3 عضو هیات علمی
doi
10.22034/ijws.2025.366681.1464چکیده
آلودگی مزارع کلزا به گلجالیز سبب شد تا کنترل شیمیایی این گیاه در گلخانه موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور و مزارع آلوده استانهای گلستان، ایلام،کرمانشاه، فارس و چهارمحالوبختیاری طی سالهای 1399-1397 بررسی شود. آزمایش گلخانه به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار انجام شد. عامل اول گونه گلجالیز (در دو سطح مصری و موتلی) و عامل دوم کاربرد علفکش در 12 سطح بود که تیمار برتر شامل 3 تیمار و 4 تکرار در مزارع بررسی شدند. علفکش1و2-کوئینمراک+متازاکلر (بوتیزاناستار%6/41SC و بوتیزان تاپ%50SC)5/2 لیتر پیشرویشی 3-تریفلورالین (ترفلان%48EC) 2 لیتر پیشکاشت 4-گلایفوزیت (رانداپ 41%SL)40 میلیلیتر 5-رانداپ 40 میلیلیتر دو مرتبه 6-رانداپ 80 میلیلیتر7 -رانداپ 80 میلیلیتر دو مرتبه 8-کلوپیرالید (لونترل%30SL) 600 میلیلیتر 9-لونترل 600 میلیلیتر دو مرتبه 10-شاهد آلوده به گلجالیز 11-شاهد بدون گلجالیز بود. تعداد ساقههای گلجالیز، وزن خشک آنها و عملکرد دانه کلزا تعیین شد. تیمارهای مزرعه مشابه تیمارهای 5، 9 و 10 گلخانه بود. نتایج نشان داد بجز در استان فارس و ایلام، برترین تیمار کاربرد دو مرتبه علفکش رانداپ 40 میلیلیتر+سولفات-آمونیوم بود که تفاوت معنیداری با شاهد آلوده داشت و به ترتیب سبب 91، 95 و 74 درصد کنترل گلجالیز مصری درگلخانه، استانهای چهارمحالوبختیاری وکرمانشاه، 91 و 80 درصد کنترل گلجالیز موتلی در گلخانه و استان گلستان شد. عملکرد دانه کلزا با این علفکش34 و 65 درصد در چهارمحالوبختیاری و گلستان نسبت به شاهد افزایش داشت. با توجه به تفاوت نتایج مناطق اجرا، پیشنهاد میشود کنترل شیمیایی با سایر روشها، تلفیق گردد تا کنترل گلجالیز در همه مناطق آلوده افزایش یابد.