شناسایی و بررسی مقاومت جمعیتهای خردلوحشی (Sinapis arvensis L.) به علفکش مزوسولفورون-متیل+ یدوسولفورون-متیل-سدیم + دیفلوفنیکان در مزارع گندم شهرستان رامهرمز
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد گرایش علوم علفهای هرز، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، باوی، ملاثانی، ایران.
2 استادیار دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین
3 دانشگاه رامین خوزستان
doi
10.22034/ijws.2024.135507چکیده
اتکا بیش از حد به علفکشها و مصرف متوالی آنها باعث گزینش تودههای مقاوم به آنها شده است که این پدیده امروزه از مشکلات اساسی و جدی کشاورزی بهشمار میآید. مصرف متوالی علفکشهای بازدارنده استولاکتاتسینتاز طی سالها در مزارع گندم استان خوزستان نیز باعث بروز مقاومت در علفهایهرز این مزارع و تحمیل هزینه به کشاورزان این استان شده است. بدینمنظور بر اساس نقشه اراضی زراعی و تاریخچه مزارع پس از بازدید از مزارع گندم شهرستان رامهرمز، استان خوزستان، بذر 22 توده خردلوحشی مشکوک به مقاومت از سطح مزارع گندم جمعآوری شد. همچنین، یک جمعیت از محلی در همان منطقه که سابقه سمپاشی نداشت به عنوان توده حساس جمعآوری شد. آزمایش در دو بخش غربالگری و پاسخ به دز بهترتیب با کاربرد دز توصیهشده علفکش مزوسولفورون-متیل+ یدوسولفورون-متیل-سدیم+ دیفلوفنیکان (اُتللو،OD6% ، 96 گرم ماده موثر در هکتار) و دامنهای از دزهای صفر، 24، 48، 96، 192، 384، و 768 گرم ماده مؤثر در هکتار در پاییز و زمستان سال 1403 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان انجام شد. براساس دو شاخص رتبهبندی ادکینز و ماس بهترتیب چهار و 15 توده خردلوحشی در گروه مشکوک به مقاومت (PR) و مقاوم (RR) به علفکش اُتللو قرار گرفتند. شاخص مقاومت به علفکش اُتللو برای تودههای خردلوحشی براساس شاخص وزن تر بین 45/1 تا 80/4 و براساس درصد زندهمانی بوتهها پس از کاربرد علفکش بین 52/95-7/3 برآورد شد. باتوجهبه روند رو به افزایش فراوانی جمعیتهای مقاوم به علفکش اُتللو در این استان، برنامههای مدیریت علفهایهرز مقاوم، از جمله تناوب کشت و کاربرد هوشمندانه علفکشها، باید جدیتر از گذشته پیگیری شود.