امکانسنجی کاربرد هالوسولفورون و فلومیوکسازین در زراعت سیبزمینی (Solanum tuberosum) با استفاده از تکنیک فلورسانس کلروفیل a
نویسندگان
1 استاد علوم علفهایهرز، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 پژوهشگر مدعو علوم علف های هرز، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22034/ijws.2024.133927چکیده
تکنیک فلورسانس کلروفیل a روشی بسیار ساده، غیر تخریبی و سریع برای ارزیابی واکنشهای فتوسنتزی میباشد. بهمنظور ارزیابی تأثیر علفکشهای متریبوزین، هالوسولفورون و فلومیوکسازین بر پارامترهای فلورسانس کلروفیل a سیبزمینی، آزمایشی گلخانهای در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار، در گلخانه دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی، در سال 1400 اجرا شد. علفکشهای متریبوزین، هالوسولفورون و فلومیوکسازین در هفت دز متفاوت استفاده شدند. اندازهگیری فلورسانس کلروفیل a با دستگاه Opti-Sciences در یک، دو، چهار و هشت روز پس از کاربرد علفکشها انجام شد. نمونهها تحت نور 650 نانومتر و شدت 3000 میکرومول فوتون/متر مربع/ثانیه پس از تاریکی 20 دقیقهای قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بیشترین درصد کاهش وزن خشک سیبزمینی (75/63 درصد) از دز 250 گرم ماده مؤثره در هکتار فلومیوکسازین بهدست آمد. برازش دادههای وزن خشک سیبزمینی با مدل لوگ لجستیک نشان داد که کمترین میزان ED50 (89/67 گرم ماده مؤثره در هکتار) برای وزن خشک سیبزمینی، حاصل از فلومیوکسازین میباشد که نشانگر سمیت بالای فلومیوکسازین بر سیبزمینی است. یافتههای پژوهش حاضر، حاکی از افزایش میزان فلورسانس حداقل (FO) و کاهش میزان فلورسانس حداکثر (Fm) و فلورسانس متغیر (Fv) در چهار و هشت روز پس از سمپاشی در اثر کاربرد علفکشهای متریبوزین، هالوسولفورون و فلومیوکسازین میباشد. با توجه به نتایج، بالاترین و پایینترین میزان ED50 برای پارامترهای فلورسانس کلروفیل a بهترتیب از علفکشهای متریبوزین و فلومیوکسازین بهدست آمد. بنابراین فلومیوکسازین باعث کاهش بیشتر فعالیت فتوسیستم II در اثر تخریب سیستم فتوسنتزی سیبزمینی شد.