قضیۀ اول مقالۀ دهم اصول اقلیدس و چالش‌های پیرامون آن در بین دانشمندان اسلامی

نویسندگان

1 ندارم

doi
چکیده

قضیۀ اول مقالۀ دهم اصول اقلیدس، اساس «روش افنا» است. اقلیدس این قضیه را برای نسبت متغیر ثابت می‌کند. ابن هیثم (سدۀ 4 هجری) بنا بر ادعای خود در فی حل شکوک، پی برده بود که حکمی که اقلیدس مطرح می‌کند جزئی است و حکم کلی را برای نسبت ثابت برای اولین بار در این کتاب مطرح و اثبات کرده است. خواجه نصیر الدین طوسی (597-672ق) در تحریر اصول اقلیدس، همان نظر ابن هیثم را تکرار می‌کند. ابن صلاح همدانی (درگذشته در 548ق) رساله‌ای در نقد نظر ابن هیثم با عنوان قول فی إیضاح غلط أبی علی بن الهیثم فی الشکل الأول دارد که در آن سه ایراد به ابن هیثم وارد می‌کند. محمد باقر یزدی (زنده در 1047ق) در رسالۀ شرح المقالة العاشره در نقد نظر طوسی می‌گوید که با در نظر گرفتن حالت کلی که طوسی آورده است، برهان قضیۀ دوم مقالۀ دهم مختل می‌شود و قضیه را در دو حالت نسبت ثابت و متغیر، جداگانه بررسی می‌کند. در این مقاله سیر تاریخی پرداختن به این قضیه بررسی شده است.