اثربخشی آموزش تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس بر تنظیم هیجان، اضطراب و افسردگی مادران دارای فرزند کم‌توان ذهنی

نویسندگان

1 دانشگاه خیام

2 دانشگاه خیام

3 دانشگاه خیام

doi
10.52547/ijfp.7.1.69
چکیده

 داشتن کودک کم‌توان ذهنی بر بهداشت روان خانواده، اثر بسزایی دارد و منجربه نگرانی و ایجاد مشکلات روانشناختی می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجان مبتنی بر مدل (گراس) بر تنظیم هیجان، اضطراب و افسردگی در مادران دارای فرزند کم‌توان ذهنی انجام گرفت. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل بود.  30 مادر دارای فرزند پسر کم‌توان ذهنی شهر مشهد به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) منتسب شدند. مادران گروه آزمایش طی 8 جلسه 2 ساعتی تحت آموزش تنظیم هیجانی مبتنی بر مدل گراس قرار گرفتند و افراد گروه کنترل طی این مدت هیچگونه مداخله‌ای را دریافت نکردند. همه آزمودنی‌ها قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ)، پرسشنامه اضطراب بک (BAI) و  پرسشنامه افسردگی BDI-II)) بک پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که نمرات تنظیم هیجانی، اضطراب و افسردگی آزمودنی‌های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس‌آزمون به‌طور معناداری پایین‌تر بود. از این یافته‌ها استنباط می‌شود که آموزش تنظیم هیجان، شیوه مناسبی برای بهبود تنظیم هیجانی و کاهش اضطراب و افسردگی در مادران دارای فرزند کم‌توان ذهنی است و این آموزش‌ها می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای مبتنی بر شواهد تجربی در کلینک‌های روانشناختی مورد استفاده قرار گیرد.