وزارت تبلیغات آلمان و سازمان پرورش افکار

نویسندگان

1 هیات علمی/ دانشگاه تبریز

2 هیئت علمی/ دانشگاه تبریز و مامور به خدمت در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

3 هیات علمی/ دانشگاه تبریز

4 تاریخ.آموزش و پرورش.بجنورد.ایران

doi
10.22034/jiiph.2019.8899
چکیده

در سالیان اخیر پژوهش‌هایی در باره الگوپذیری سازمان پرورش افکار از وزارت تبلیغات آلمان انجام شده است. با این همه در مورد تأثیر احتمالی ساختار و فعالیت‌های وزارت تبلیغات آلمان در زمان هیتلر بر شکل‌گیری و فعالیت‌های سازمان پرورش افکار ایران در دوره رضا شاه پهلوی، اثر مستقلی به چاپ نرسیده است. مقاله حاضر بخشی از اسناد آلمانی و ایرانی موجود در زمینه روابط دو دولت را در این دوران (1320/1304-1941/1925) مورد بررسی قرار داده و این احتمال را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.این مقاله در صدد است به این سؤال پاسخ دهد که احتمال اثرپذیری و الگوگیری سازمان پرورش افکار از وزارت تبلیغات آلمان به‌لحاظ ساختاری و رویکردهای فرهنگی به چه میزانی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سازمان پرورش افکار بنا بر مقتضیات سیاسی، فرهنگی و تاریخی تا اندازه زیادی با الگوبرداری از برنامه‌های مشابه در وزارت تبلیغات آلمان شکل گرفته و از آن متأثر بوده است. این اثرات در دو مورد الگو برداری از سبک زندگی غربی و ترویج تمامیت خواهی سیاسی شاخص‌تر است.