تاریخ‌نویسی افضل الملک؛ تجربه زیسته در دو زیست جهان سنتی و مدرن

نویسندگان

1 استاد یار دانشگاه بین المللی امام خمینی

2 دانشگاه بیرجند

doi
چکیده

مقاله کنونی بر آن است که روش و نگرش افضل الملک در تاریخ‌نویسی را با عنایت به تجربه زیسته‌ی او مورد تتبع قرار دهد. ما برآنیم که تجربه زیسته مورخی چون او به شکلی و نحو دیگر در عرصه تاریخ نویسی متبلور می‌شود و کانون این تجربه زیسته همانا دورۀ گذاری است که او را در یک برزخ قرار می‌دهد. از آن جایی که او در سرآغاز این تغییر می‌زید سیطره و غلبه زیست جهان نوین که مشروطه نمود و نمادی از آن است، کاملا مشهود نیست و از این رو می‌توان گفت که افضل الملک بین دو زیست جهان سنتی و مدرن درگیر است و بازخورد این مساله در نوشتارش آشکار است به طوری‌که گاه مفاهیم متعارضی چون «استبداد» و «مشروطه» و «رعیت» و «ملت» را استعمال می‌کند و در مواضع مختلف نوشتارش به یک سو گرایش پیدا می‌کند. او به دلیل تنفس در زیست جهان نوین که با صورتبندی «حوزه‌ی عمومی» همراه و همبسته است، نوشتاری متفاوت نسبت به تاریخ نویسی‌های چند دهه قبل از خود خلق می‌کند. لذا درون مایه بنیادین نوشتار او تحت تاثیر دوره گذار ماهیتی پارادوکسیکال به خود می‌گیرد و این پارادوکس در برخی مواضع در ساحت دفاع از نظام و تفکر گذشته و در برخی مواضع دیگر در ساحت جانبداری از نظام نوین خودنمایی می‌کند و خوانندگان خود را در یک دوگانگی قرار می‌دهد.