تحلیلی بر مفهوم امنیت و جایگاه آن در نظریۀ سیاسی خلیفه ـ سلطان از منظر اندیشهگران اسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
نظریة خلیفه ـ سلطان در حقیقت بازتولید شرایط پراگماتیک جامعه اسلامی بود. ظهور خاندانهای حکومتگر و بالاخص ترکان به عنوان بازوی نظامی ممالک اسلامی، از یک سو منجر به استقرار قدرت سلطان و اقتدار معنوی خلیفه شد. از سوی دیگر اندیشه گران اسلامی را واداشت با ابداع نظریه خلیفه-سلطان درصدد توجیه فقهی نظم جدید به عنوان یکی دیگر از شیوههای کسب قدرت برآیند. در این نظریه دو رویکرد قرینه وجود دارد، همچون دو روی یک سکه. در رویکرد اول اندیشه گران سیاسی بر آنند تا نظام تغلبیه (غلبه سلطان بر ممالک اسلامی از طریق قوه نظامی) را توجیه و تصدیق فقهی کنند و دیگر اینکه برقراری امنیت را علت اساسی این تصدیق قرار دهند. بنابراین غلبه و امنیت جوهرة اصلی این نظریه است که در یک رابطه متقابل فهم و درک میشود. در این جستار کوشش بر این است تا مقولة امنیت را با توجه به آرای اندیشه گرانی چون نظام الملک، غزالی و ماوردی در چارچوب نظریه خلیفه ـ سلطان مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.