نادرشاه، مشروعیت و شورشهای اجتماعی 1139ﻫ.ق – 1152ﻫ.ق/1726م- 1740م
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحدشبستر، ایران-نویسنده مسئول
2 عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر-ایران
3 دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر-ایران،مستخرج از رساله دکتری
4 عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس تهران-ایران
doi
چکیده
تصاحب قدرت در طول تاریخ ایران اگرچه با زور و غلبه توأم بود و حکومتها ماهیتی دیکتاتوری و یا استبدادی داشتند، ولی برای تحکیم و ادامه حاکمیت خود ناگزیر از کسب مشروعیت سیاسی بودند. نادر با در پیش گرفتن سیاست تساهل مذهبی و با طرح نظریه خامس مذاهب، سعی کرد در آشتی و جلب حمایت پیروان هر دو مذهب شیعه و سنی و کسب مشروعیت دینی و سیاسی در داخل و خارج از کشور برآید، ولی شورشهای داخلی در پوشش صفوی خواهی و حملات و دشمنیهای بیوقفهی عثمانی، به شکست تلاشهای او منجر گردید و از طرفی، تلاش نادر برای نسبسازی با ایجاد پیوندهای خونی خود و اطرافیانش با خاندانهای پادشاهی، با تفکرات فر ایزدی رسوب کرده در اذهان عامه مغایر افتاد. در اوایل، بر خلاف نظر عموم، این حس تکبر و تشخص دیوانیان، خوانین و سران ارتش بود که قدرت گیری دون پایهای چون نادر را بر نمیتابید، ولی با بحث پادشاهی و اصلاحات مذهبی نادر، این حس درهم تنیدگی قدسیت- سیادت و مرشدیت خاندان صفوی با مذهب تشیع در وجدان عمومی بود که با غلیان و جوشش و سرریزی، پذیرش نادر را بعنوان سردمدار پس میزد.