تأثیر رسوب میکروبی کربنات کلسیم القا شده با باکتری بومی باسیلوس لیچنیفورمیس بر فعالیت آنزیمی شنهای روان خوزستان
نویسندگان
1 گروه مهندسی علوم خاک، دانشکده کشاورزی و دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، اهواز، ایران. رایانامه:
2 گروه مهندسی علوم خاک، دانشکده کشاورزی و دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، اهواز، ایران.
3 گروه مهندسی علوم خاک، دانشکده کشاورزی و دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، اهواز، ایران
4 گروه زیستشناسی، دانشکده علوم و دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22059/ijswr.2025.391238.669893چکیده
افزودنیهای زیستی و غیرزیستی، رویکردی مؤثر برای افزایش تثبیت شن روان به شمار رفته و یکی از روشهای نوین در دستیابی به این امر، رسوب میکروبی کربنات کلسیم (MICP) است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر رسوب میکروبی کربنات کلسیم با استفاده از باکتریهای بومیBacillus licheniformis بر فعالیت آنزیمی شنهای روان انجام شد. در این پژوهش، تأثیر ویناس (پسماند تولیدی صنایع نیشکر) به عنوان محیط کشت و همچنین تأثیر پیاچ ویناس، افزودن اوره و کلرید کلسیم و زمان بر فعالیت آنزیمهای کاتالاز، دهیدروژناز و اورهآز شنهای روان ارزیابی شد. نتایج نشان دادند که جدایههای بومی B. licheniformis در مقایسه با باکتری شاخص Sporosarcina pasteurii قادر به ایجاد فعالیت آنزیمی مشابه یا بیشتر در شنهای روان بودند. بیشترین فعالیت کاتالاز و دهیدروژناز بهترتیب با مقادیر KMnO4.g-1.h-1 2/3 و µg TPF.g-1 dm.16h-1609/7 در شنهای روان تیمار شده با B. licheniformis مشاهده شد. فعالیت اورهآزی بیشتر نیز در تیمار با S. pasteurii با مقدار µgNH4+.N.g-1.2h-1512/7 مشاهده گردید. علاوه بر این، زمان انکوباسیون و پیاچ اولیه ویناس تأثیر قابل توجهی بر فعالیت آنزیمی داشتند. این پژوهش نشان میدهد که استفاده از باکتریهای بومی در فرآیندهای MICP میتواند به عنوان یک روش پایدار و مقرون به صرفه برای بهبود ویژگیهای شنهای روان و تقویت ساختار آن مطرح شود.