ارزیابی تناسب اراضی با روش مارکوس و مقایسه آن با روش پارامتریک

نویسندگان

1 علوم و مهندسی خاک، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران،کرج، البرز

2 گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ایران

doi
10.22059/ijswr.2025.394553.669933
چکیده

با توجه به نقش حیاتی ارزیابی تناسب اراضی در مدیریت بهینه منابع طبیعی و توسعه پایدار، انتخاب یک روش ارزیابی دقیق و قابل‌اطمینان، امری ضروری است. رویکردهای تصمیم‌گیری چندمعیاره(MCDM) ، چارچوبی قدرتمند برای ارزیابی گزینه‌ها بر اساس معیارهای با اهمیت متفاوت ارائه می‌دهند. در این مطالعه، از روش MCDM  مارکوس برای ارزیابی تناسب اراضی جهت کشت ذرت آبی استفاده شد و عملکرد آن با روش پارامتریک مقایسه گردید.روش مارکوس بر پایه یک ماتریس تصمیم‌گیری عمل می‌کند که در آن گزینه‌ها (در این پژوهش پروفیل‌های خاک) در برابر مجموعه‌ای از معیارها (ویژگی‌های اراضی) ارزیابی می‌شوند. وزن‌دهی به معیارها با استفاده از روش بهترین – بدترین  (BWM) انجام شد که در آن هدایت الکتریکی به‌عنوان بااهمیت‌ترین و اقلیم به‌عنوان کم‌اهمیت‌ترین معیار شناخته شدند.نتایج نشان داد که روش ریشه دوم، با ضریب همبستگی 72/0 بین عملکرد محصول و شاخص اراضی، دقت قابل قبولی در ارزیابی تناسب اراضی داشته است. در مقابل، روش مارکوس با ضریب همبستگی پایین‌تر (27/0) دقت لازم برای طبقه‌بندی صحیح تناسب اراضی را نداشته و قادر به تفکیک دقیق کلاس تناسب اراضی نبود.در حالی‌ که روش ریشه دوم، یکی از روش‌های تثبیت ‌شده در ارزیابی تناسب اراضی است و در این مطالعه نتایج مطلوبی را ارائه داده است، روش مارکوس  با وجود بهره‌گیری از راه‌حل‌های ایده‌آل و ضدایده‌آل و اعمال وزن‌ معیارها منطقه را تنها به دو طبقه کلیِ نامناسب و تناسب کم تقسیم کرد. این محدودیت نشان‌دهنده لزوم دقت در انتخاب روش‌های MCDM برای وظایف ارزیابی اراضی است.