نقش میانجیگر باورهای خودکارآمدی در رابطه با صفات شخصیت و سبک اسنادی
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشگاه شهید بهشتی،
3 دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
چکیدههدف: هدف پژوهش شناسایی نقش واسطهای باورهای خودکارآمدی در رابطه با صفات شخصیتی روانرنجورخویی، برونگرایی و وظیفهشناسی و سبکهای اسناد بود. روش: روش پژوهش همبستگی بود و جهت تحلیل از معادلات ساختاری استفاده شد. حجم نمونه شامل 414 زن و مرد 20 تا 60 سال بود که از شرکتهای دولتی در دسترس دو ناحیه از شهر تهران انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامههای نئو مککری و کاستا 1985، سبک اسنادی پترسون، سمل، ون بایر، آبرامسون، متالسکی و سلیگمن (1982) و خودکارآمدی عمومی شرر (1989) بود. یافتهها: نتایج نشان داد الگوهای اسنادهای خوشبینانه و بدبینانه برازش مناسبی با دادهها دارند اما تنها در الگوی پیشنهادی سبک خوشبینانه، خودکارآمدی نقش میانجیگر را ایفا میکند. 67 درصد خودکارآمدی از طریق روانرنجورخویی، برونگرایی و وظیفهشناسی، و 12 درصد از سبک خوشبینانه توسط روانرنجورخویی، برونگرایی، وظیفهشناسی و خودکارآمدی تبیین میشود. همچنین رابطه خودکارآمدی با روانرنجورخویی، وظیفهشناسی و سبک خوشبینانه معنیدار بود، اما رابطه خودکارآمدی با برونگرایی و سبک بدبینانه معنیدار نبود. نتیجهگیری: با توجه به تاثیر باورهای خودکارآمدی بر صفات روانرنجورخویی و وظیفهشناسی و ایجاد سبک خوشبینانه، میتوان با تقویت منابع خودکارآمدی و افزایش خودکارآمدی، هم از اثرهای منفی روانرنجورخویی کاست و هم از فواید خوشبینی در نیل به موفقیت برخوردار شد.