زمینه‌های تاریخی فتوحات اسلامی در ایران: فروپاشی نظم سیاسی دولت ساسانی بر اساس منابع کتبی و داده‌های سکه-شناختی

نویسندگان

1 استادیار/ تاریخ دانشگاه ارومیه

doi
چکیده

چکیده فتوحات اسلامی در ایران در پادشاهی یزدگرد سوم (632-651 م.) و به‌ویژه تسخیر بخش عمده آن در کمتر از یک دهه، گویای آن است که دولت ساسانی در آن هنگام توان نظامی و دفاعی خود را، آن‌چنان‌که در دوره­های پیشین می­بینیم، از دست داده بوده است. متون تاریخی سده­های نخستین اسلامی که از دیرباز منابع پر استناد تاریخ­پژوهان معاصر شمرده می­شوند، این فرض را تأیید می­کنند. این منابع، از یک آشفتگی سیاسی پس از مرگ خسرو دوم (590-628 م.) سخن می­گویند که در طی آن، شماری پادشاه و ملکه به مدت کوتاهی به پادشاهی رسیدند. آنچه این منابع نمی­گویند، میزان اقتدار سیاسی و حدود قلمرو جغرافیایی آن­هاست و این موضوعی است که در سکه­های این دوره- که از مراجعه به آن‌ها غفلت شده است- به‌روشنی بازتاب یافته است. داده­های سکه­شناسی و مقایسه آن­ها با منابع کتبی در این مقاله، نشان می­دهد که پادشاهان این دوره که به کوتاهی و اغلب هم‌زمان بر چند ایالت فرمان می­راندند، به سبب محدودیت منابع انسانی و مالی، قادر به تثبیت اقتدار سیاسی و نظامی خود نبودند. آنگاه که یزدگرد سوم هم­زمان با فتوحات مسلمانان به پادشاهی رسید، دولت ساسانی مدت­ها بود که بر اثر عوامل گوناگون در حال زوال و فروپاشی بوده و توان سیاسی و نیروی نظامی خود را از داده بود.