پایش وضعیت مقاومت تودههای علف هرز خونی واش (Phalaris minor ) به برخی از علفکشهای رایج در مزارع گندم پنج استان ایران
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد رشته شناسایی و مبارزه با علفهایهرز، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس
3 استاد بخش تحقیقات علفهایهرز، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران
4 استادیار، بخش تحقیقات علفهایهرز، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران
doi
10.22092/ijws.2020.343119.1371چکیده
مقاومت علفهایهرز به علفکشها در ایران رو به گسترش است؛ بنابراین پایش مقاومت به علفکشهای رایج و ارزیابی مقاومت عرضی به این علفکشها در 38 توده خونیواش جمعآوری شده از مزارع گندم پنج استان کشور (استآنهای گلستان، فارس، خوزستان، اردبیل و تهران) انجام شد. آزمایش غربالگری بهصورت زیستسنجی گیاه کامل با چهار تکرار در سال 1397 در گلخانههای مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور انجام شد. گیاهان درمرحلهدوتاسهبرگی در معرض دُز توصیهشده علفکشها قرار گرفتند. چهار هفته بعد از سمپاشی، درصدوزنتر و خشک وزندهمانیاندازهگیریشد. نتایج نشان داد که از بین 38 توده، بهترتیب 13 (34 درصد)، هشت (21 درصد)، دو (پنج درصد) و یک (حدود دو و نیم درصد) توده در گروه بسیار مقاوم تا مشکوک به مقاومت به علفکشهای مزوسولفورون+یدوسولفورون+مفنپایردیاتیل (آتلانتیس)، کلودینافوپ–پروپارژیل (تاپیک)، پینوکسادن (آکسیال) و مزوسولفورون+یدوسولفورون+دیفلوفنیکان+مفنپایردیاتیل (اُتللو) قرار گرفتند. در مجموع، مزوسولفورون+یدوسولفورون+دیفلوفنیکان+مفنپایردیاتیل و پینوکسادن نسبت به دو علفکش دیگر، کارایی بالاتری روی تودهها نشان دادند. مقاومت عرضی به دو علفکش کلودینافوپ–پروپارژیل و پینوکسادن (بازدارنده ACCase) در دو توده (GM1 از استان گلستان، PA1 از استان اردبیل) مشاهده شد. مقاومت به دو علفکش مزوسولفورون+یدوسولفورون+مفنپایردیاتیل و مزوسولفورون+یدوسولفورون+دیفلوفنیکان+مفنپایردیاتیل در یک توده (AL1) از استان گلستان مشاهده شد. مقاومت تودههای استان خوزستان به علفکشهای بازدارندههای ACCase و مقاومت عرضی در بین تودههای استآنهای گلستان و اردبیل، نشان دهنده گسترش سریع خطر پدیده مقاومت در کشور، بهویژه در این استآنها است. بر این اساس، توجه بیشتر به امر پیشگیری، در بهتأخیر انداختن و مدیریت تودههای علفهای خونیواش مقاوم به علفکشها ضروری است.