مشروعیت صفویان و پادشاهی نادر
نویسندگان
1 دانشیار تاریخ دانشگاهاصفهان
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ ایران دانشگاهاصفهان
doi
چکیده
چکیده در پی سقوط اصفهان توسط غلزاییهای قندهار در سال 1135 ﻫ.ق که به منزلة پایان قدرت سیاسی صفویان بود، سرداری از خراسان به نام نادر توانست با تکیه بر فراست ذاتی و ازهم گسیختگیسیاسی در جغرافیای پهناور ایران در کنار طهماسب دوم، بر رقبایداخلی و متخاصمان خارجی (افغانها، عثمانیها و روسها) غلبه و دگرباره حکومت صفویان را احیاء نماید. بیتردید، نادر علاقهای به احیاء مجدد حکومت ازهم گسیختة صفوی نداشت، بلکه مشروعیت صفویان شیعیمذهب و عدم پذیرش فرد گمنام که در باور تودههای ایرانی هر حرکتی را پس میزد، سردار افشار را به یک سیاستی دوگانه واداشت. بدین صورت که برای کسب مشروعیت به عنوان سردار شاه صفوی با دلیری و نظامیگری، ایران را از بحرانهای پیش رو نجات داده و کسب مقبولیت نمود و از سوییدیگر با یک دهه بسترسازی شرایط را برای انتقال نرم قدرت به افشاریه فراهم نمود؛ امّا دورة پادشاهی را با تندرویهایی در عرصة تقابل با فرهنگ مذهبی جامعه دنبال کرد. فرایند چنین نگرشی، غروب زود هنگام درخشش حکومت افشاری و دولت مستعجل است. در این تحقق پس از مقدمه، عوامل مشروعیت نظام صفوی, سقوط صفویه، بحران مشروعیت دورة نادر، عبور از مشروعیت صفوی و تکاپوهای جدید مشروعیت ساز نادر مورد بررسی قرار میگیرد.