بررسی فنولوژی تطبیقی ارشته خطایی (Lepyrodiclis holosteoides) و گندم (Triticum aestivum) به منظور تعیین بهترین مرحله رشدی حساس این علف هرز به علفکشها
نویسندگان
1 گروه زراعت دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد
2 گروه اگروتکنولوژی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد
3 گروه زراعت و اصلاح نباتات - دانشکده کشاورزی - دانشگاه فردوسی مشهد
4 دانشیار دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22092/ijws.2019.121566.1250چکیده
به منظور بررسی فنولوژی تطبیقی ارشتهخطایی(Lepyrodiclis holosteoides) در انطباق با مراحل نمو گندم، ارزیابی کارایی برخی از علفکشهای رایج در مزارع گندم برای کنترل این علفهرز و تعیین بهترین مرحله فنولوژی برای کنترل شیمیایی ارشتهخطایی، دو مطالعه جداگانه در سال زراعی 1394-1393، در مزارع موسسه تحقیقات علوم دامی شهرستان کرج اجرا شد. در مطالعه نخست، تعیین و تطبیق فنولوژی ارشتهخطایی و گندم، بر اساس سنجه درجه-روز رشد به انجام رسید و ارشتهخطایی، طی 202 روز و با کسب 2673 درجه–روز رشد، از مرحله سبز شدن تا رسیدگی و آزاد شدن بذر، به چرخه زندگی خود ادامه داد و مراحل نمو آن در انطباق کامل با مراحل نمو گندم بود. آزمایش دوم، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی و با آرایش تیماری کرتهای خرد شده انجام شد. تاریخ سمپاشی در دو مرحله مختلف نمو گندم (ابتدای پنجهزنی و انتهای پنجهزنی بر مبنای مقیاس کدبندی فیکس)، به عنوان فاکتور اصلی و استفاده برخی از پرکاربردترین علفکشهای پس رویشی توصیه شده برای مزارع گندم، به عنوان فاکتور فرعی آزمایش در نظر گرفته شد. نتایج این آزمایش نشان داد که علفکش بروموکسینیل، با کاهش بیش از 90 درصد تراکم و زیستتوده ارشتهخطایی، برترین تیمار این آزمایش بود و اگرچه کاربرد علفکشها در مرحله پنج مقیاس فیکس، باعث افزایش بیشتر عملکرد گندم شد، اما با توجه به مکانیسم اثر بروموکسینیل و در نظر گرفتن مرحله رشدی ارشته خطایی، کاربرد بروموکسینیل در مرحله دو مقیاس فیکس، می تواند منجر به کنترل مطلوب این علفهرز سمج در مزارع گندم شود.