ارائه سازوکارهای موثر برمشارکت بهرهبرداران درمدیریت آب کشاورزی
نویسندگان
1 استاد بازنشسته گروه مهندسی آبیاری و آبادانی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران و عضو اندیشکده آب ومحیط زیست- مرکز الگوی
2 فارغ التحصیل گروه آبیاری و آبادانی، دانشکدگان کشاورزی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijswr.2024.382642.669793چکیده
امروزه کشورهای موفق در مدیریت آب کشاورزی، سعی کردهاند با «کاهش تصدیگری» و «انتقال مدیریت آب کشاورزی به بهرهبرداران» چالشهای موجود در این بخش را مدیریت کنند. در ایران، با وجود تجربههای ارزنده نظام بهرهبرداری سنتی، ایجاد نظام کارآمد متکی بر تشکلهای آببران، از موفقیت قابل توجهی برخوردار نبوده است. هدف پژوهش حاضر، شناخت دقیق عوامل موثر بر مدیریت مشارکتی آب کشاورزی، زمینهها، انگیزهها و موانع آن و در نهایت ارائه سازوکارهای اجرایی در کشور است. به این منظور با استفاده از منابع کتابخانهای (جمعا 78 مورد طی بازه سالهای 1403-1349) به کدگذاری و مقولهبندی مفاهیم به روش تحلیل محتوای کیفی و سپس ارائه یک مدل مفهومی پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد، مهمترین دلایل عدم موفقیت در مدیریت مشارکتی آب، فقدان باور و اعتقاد در سطح ملی و نبود اراده لازم در نهادهای تصمیمگیر برای ساماندهی تشکلها، غالب بودن رویکرد فنسالارانه در بخش آب کشور، مشخص نبودن جایگاه قانونی و حقوقی تشکلهای آببران، توانمندنبودن تشکلها در جنبههای فنی، مالی، اقتصادی، حقوقی و فرهنگی برای مسئولیتپذیری، عدم ثبات سیاستهای حمایتی در ایجاد و ساماندهی تشکلها و ضعف هماهنگی بین سازمانهای تصمیمگیر در ارتباط با تشکلها در سطح ملی و محلی بوده است. برای نهادینهکردن مدیریت مشارکتی آب، تشکیل و رسمیتدادن به جامعه/تعاونیهای آببران و واگذاری وظایف و اختیارات مطابق با برنامه هفتم پیشرفت کشور، تعریف شفاف خدمات موردنیاز و ارائه آن، مشارکت و پاسخگویی متقابل بین دولت و ذینغعان و در نهایت استقرار نظام پشتیبانی تقاضامحور بر پایه مشارکت در هزینهها ضروری به نظر میرسد.