مطالعه مروری تحلیل علیّتی عوامل مؤثر بر ادراک ریسک در کارگران و استادکاران صنعت ساختمان

نویسندگان

1 کارشناسی مهندسی عمران، دانشکده عمران و محیط زیست، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران

2 استادیار، دانشکده عمران و محیط زیست، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری مهندسی مدیریت ساخت، دانشکده عمران و محیط زیست، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران

doi
10.22065/jsce.2025.532479.3767
چکیده

ادراک ریسک ایمنی به عنوان یک عامل شناختی کلیدی، نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشگیری از حوادث شغلی در صنعت پرخطر ساخت‌وساز دارد. با این حال، مطالعات پیشین عمدتاً به بررسی پراکنده یا تک‌بعدی عوامل مؤثر پرداخته و فاقد یک چارچوب نظام‌مند و یکپارچه برای طبقه‌بندی و تحلیل همزمان این عوامل بوده‌اند. این پژوهش با هدف شناسایی، طبقه‌بندی و تحلیل ساختاریافته عوامل مؤثر بر ادراک ریسک کارگران ساختمانی و واکاوی سازوکارهای تأثیرگذاری آن‌ها انجام شده است. در این راستا، از طریق یک مرور نظام‌مند منابع معتبر، 21 عامل مؤثر استخراج و در قالب یک چارچوب چهاربعدی دسته‌بندی شدند: 1- عوامل فردی (شامل خستگی جسمی و ذهنی، مهارت فنی، تجربه کاری و تحصیلات)، 2- عوامل سازمانی و مدیریتی (شامل فرهنگ ایمنی، آموزش، قوانین استفاده از تجهیزات حفاظت فردی، نظارت و بازرسی، سبک رهبری حمایت‌گر و مدیریت مشارکت‌جو)، 3- عوامل محیطی (شامل نور، سروصدا، شرایط آب‌وهوایی و چیدمان کارگاه)، و 4- عوامل اجتماعی-روان‌شناختی (شامل حمایت خانواده، فشار همکاران و تجربه حوادث قبلی). تحلیل دینامیک یافته‌ها نشان داد که عواملی مانند تحصیلات، آموزش ایمنی، نظارت و بازرسی منظم، حمایت خانواده، سبک رهبری حمایت‌گر و مدیریت مشارکتی اثر مثبت دارند. در مقابل، عواملی مانند خستگی جسمی و ذهنی، فرهنگ ایمنی ضعیف، عدم استفاده از تجهیزات حفاظتی، نور ناکافی، سروصدای بیش از حد، شرایط جوی نامناسب، طراحی نادرست کارگاه و فشار همکاران اثر منفی بر ادراک ریسک دارند. همچنین، عواملی مانند تجربه کاری طولانی، مهارت فنی بالا و تجربه حوادث قبلی، بسته به شرایط زمینه‌ای می‌توانند دارای تأثیری دوسویه باشند. یافته‌های این مطالعه چارچوبی ارزشمند برای مدیران و سیاست‌گذاران در راستای طراحی مداخلات آموزشی و مدیریتی هدفمند به منظور ارتقای ادراک ریسک کارگران فراهم می‌کند. طبقه‌بندی نظام‌مند ارائه‌شده همچنین می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای تحقیقات آتی و توسعه مدل‌های پیش‌بینیکننده رفتار ایمن مورد استفاده قرار گیرد.