تأثیر الگوهای مختلف کشت مخلوط سیر (Allium sativum) و نخودفرنگی (Pisum sativum) بر شاخصهای جمعیتی علفهایهرز
نویسندگان
1 دانشگاه گنبد کاووس
2 دانشگاه گنبد کاووس
3 دانشگاه گنبد کاووس
4 گروه زراعت دانشگاه ساری
doi
چکیده
این تحقیق در پاییز 1392 به صورت کشت مخلوط دو گیاه سیر و نخود فرنگی در دو منطقه گنبدکاووس و ساری، جهت ارزیابی تغییرات تنوع، جمعیت و زیستتوده علفهایهرز در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی و با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی ترکیبهای مختلف کشت مخلوط در نه سطح شامل کشت خالص سیر، کشت خالص نخود فرنگی، مخلوط جایگزینی 25 : 75، 50 :50، 75 : 25 درصد، مخلوط افزایشی 25 + 100، 50 +100، 75 + 100، 100 + 100 درصد نخودفرنگی و سیر در نظر گرفته شد. بر اساس نتایج، زیستتوده علفهایهرز در شهرستان ساری با میانگین 5/2080 بیشتر از منطقه گنبد کاووس با میانگین 4/1479 گرم در متر مربع بود. هر چند علفهایهرز در شهرستان گنبد کاووس (88/44 بوته در متر مربع) از تراکم بیشتری برخوردار بودند. بیشترین وزن زیستتوده (3/3387 گرم در متر مربع) و تراکم علفهایهرز (83/61 عدد در متر مربع) به ترتیب به کشت خالص سیر در شهرستان ساری و مخلوط جایگزینی 75% نخودفرنگی+ 25% سیر در شهرستان گنبد کاووس تعلق گرفت. میانگین شاخص غنای گونهای مارگالف، منهینک و شاخص تنوع شانون-واینر در شهرستان ساری (بهترتیب: 33/1، 01/1 و 96/1) در مقایسه با شهرستان گنبدکاووس (بهترتیب 86/، 7/0 و 03/1) بالاتر بود. در مقایسه، دو شاخص غالبیت سیمپسون (63/0) در کشت خالص نخود فرنگی و شاخص یکنواختی شانون-واینر (89/0) در تیمار جایگزینی کاشت 75% نخود فرنگی+ 25% سیر در گنبد کاووس دارای مقدار بیشتری بود. شاخص تنوع برگر-پارگر (77/0) در کشت خالص سیر در ساری، شاخص تنوع شانون- واینر (42/1) و شاخص تنوع سیمپسون (94/3) هر دو در تیمار جایگزینی کاشت 75% نخودفرنگی+ 25% سیر در ساری از مقدار بالاتری برخوردار بودند. در مجموع، هرچند بین دو منطقه به دلیل ویژگیهایاقلیمی و خاکی، شاخصهای تنوع علفهایهرز متفاوت بودند اما الگوهای کشت مخلوط در مقایسه با نظام تککشتی موجب افزایش تنوع و کاهش غالبیت علفهایهرز در دو منطقه شدند.