جایگاه رسالۀ ابدال الأدویۀ رازی در سنت داروشناسی و داروسازی دورۀ اسلامی
نویسندگان
1 استادیار، پژوهشکدۀ تاریخ علم، دانشگاه تهران
doi
چکیده
سابقۀ توجه پزشکان و داروشناسان به اِبدال (جایگزینی) داروهای ساده با داروهای دیگر دست کم به سدۀ یکم میلادی و اشارات پراکندۀ دیوسکوریدس در ماتریا مدیکا (در متون دورۀ اسلامی: هیولی الطب یا الحشائش) بازمیگردد. اما کهنترین سیاههای که از داروهای قابل جایگزینی با یکدیگر به دست آمده، فصل بیست و پنجم از مقالۀ هفتم کُنّاش پاولوس آیگینایی (بولس اجانیطی) است که در میانۀ سده هفتم میلادی و بر اساس دیدگاههای جالینوس (129- ح216م) پدید آمده است. گویا پزشکان دورۀ اسلامی توجه بیشتری به موضوع ابدال ادویه داشتهاند و تکنگاریهایی نیز در این باره نوشتند. در این مقاله نشان داده میشود که از میان این آثار، روایتی عربی از متنی منسوب به داروشناسی به نام بدیغورس و رسالۀ ابدال رازی تأثیری چشمگیر بر تقریباً همۀ آثار داروشناسی دورۀ اسلامی، تا سدۀ 12ق، داشتهاند و البته رسالۀ رازی به نوبۀ خود سخت تحت تأثیر رسالۀ بدیغورس بوده است.